به گفته مورتون وايت فلسفهء ويليام جيمز را مىتوان چنين تفسير كرد كه : اگر عقيدهاى ما را براى زيستن بهتر يارى كند لازم است به آن معتقد شويم و حقيقتش پنداريم . پس بجاست كه گفته شود حقيقت آن است كه سودمند باشد . « 1 »
به بيان ديگر جيمز تعريف متداول حقيقت را كه مطابقت فكر با واقع است بدين گونه تغيير داده كه اين مطابقت بايد در عمل باشد و موفقيت در رسيدن به خواستههايمان را بهتر تأمين كند . « 2 »
نفوذ ديدگاه جيمز باعث شده است كه در حقوق انگليس و آمريكا ارزش قواعد حقوق و ميزان اعتبار آن را وابسته به اوضاع و احوال ويژه هر دعوا بدانند و كمتر به نظريههاى عمومى حقوق بپردازند يعنى در واقع هر پرونده و قضيه حقوقى را بر اساس اوضاع و احوال خاص آن و آنچه كه مصلحت اقتضا مىكند حل و فصل نمايند بر خلاف شيوه رايج حقوقى در فرانسه كه بيشتر به طرح و ابداع نظريههاى عمومى حقوق تمايل دارند .
بايد توجّه داشت كه مقصود ويليام جيمز از مصلحت ، توجّه به همه آثار دور و نزديك يك عمل در حال و آينده است و همين نكته از خطر مصلحت بينى خصوصى در دعاوى و قضاياى حقوقى مىكاهد و قضات را به عدالت نوعى و نه شخصى ترغيب مىكند . « 3 »
پيروان ويليام جيمز
افكار جيمز بسيارى از دانشمندان آمريكايى را تحت تأثير قرار داد كه از آن جمله مىتوان به جان ديويى ، هومز و پاند اشاره كرد كه در ادامه به توضيح مختصرى در مورد افكار بعضى از آنان مىپردازيم :
جان ديويى « 4 »
بسيارى از نويسندگان ، ديويى را بزرگترين فيلسوف قرن بيستم آمريكا مىدانند . او تا سال 1930 استاد فلسفه در دانشگاههاى شيكاگو و كلمبيا بود و تا پايان عمر ( 1952 ) به تحقيق و تأليف ادامه داد . نوشتههاى او به ويژه در امور تعليم و تربيت مورد توجّه فراوان قرار گرفته است . جان ديويى در آغاز پيرو فلسفهء هگل بود ، سپس شيفته انديشههاى جيمز شد و امروزه يكى از مشهورترين نمايندگان مكتب پراگماتيسم به شمار مىآيد .
ديويى به عقايد ويليام جيمز ، جنبهء علمى و عقلى بيشترى دارد مع ذلك به دليل نفوذ فلسفهء هگل در انديشهاش ، در برخى امور با جيمز اختلاف نظر پيدا كرد مثلًا ويليام جيمز آزادى را باارزشترين مفاهيم مىدانست در حالى كه ديويى بيشتر بر نظم تأكيد مىكرد و استقرار آن را برتر از آزادى مىدانست .
ديويى معتقد بود كه شرايط اجتماعى بايد چنان
هامش
( 1 ) . عصر تجزيه و تحليل ، ترجمه پرويز داريوش ، ص 187 به نقل از فلسفهء حقوق ، ج 1 ، ص 172 .
( 2 ) . فلسفهء عمومى ، اثر پل فولكيه ، ترجمه دكتر يحيى مهدوى ، ص 358 .
( 3 ) . ر . ك : فلسفهء حقوق ، ج 1 ، ص 173 .
( 4 ) .John Dewey .