به اين نيّت كه تورات به آن فرمان داده ، بجا آورد ( نه به استناد عقل و فطرت ) چنين كسى را بايد در جامعهء يهودى محترم شمرد . اين قوانين هفتگانه عبارتند از :
بت مپرستيد ، كفر مگوييد ، خون انسانى را مريزيد ، از گناهان جنسى بپرهيزيد ، دزدى مكنيد ، گوشت حيوان زنده را مخوريد ، يك دادگاه عدالت برپاى داريد .
قانون نامهء اورنَمو :
مجموعهاى است از قوانين سومَرى ( سومَر منطقهاى در جنوب ما بين النهرين ) مربوط به 2100 سال قبل از ميلاد و از جمله از قانون نامههاى معاصر تورات است كه قوانين موجود در تورات ، متأثّر از آن است .
قانون نامهء حمورابى :
مهمترين قانون نامهء معاصر تورات است كه قوانين موجود در تورات از آن متأثر است اين قانوننامه به 1800 سال قبل از ميلاد بر مىگردد و مربوط به حمورابى مشهورترين پادشاه بابل است .
قبالا :
به معناى « سنّت » عبارت است از سنّتى كه شخص به شخص و سينه به سينه از موسى عليه السلام انتقال يافته است . « قبالا » يا « سنّت » يك منبع از شش منبع قانونى و رسمى شريعت يهودى است .
قوانين امرى :
قوانينى از تورات كه به صورت فرمان است نظير قوانين ده فرمان : « قتل مكن ، زنا مكن و . . . »
قوانين موردى :
به قوانينى از تورات گفته مىشود كه به شكل « اگر . . . » يا « آنگاه . . . » تنظيم شدهاند نظير « هر كه انسانى را بزند و او بميرد هرآينه كشته شود » .
قوانين هفتگانهء نوح :
م « غريب ميهمان » .
كِتوويم :
م نويئيم
كِنِست هگدولا :
به معناى « مجمع كبير » نام شوراى كاتبان يهودى است كه « عزرا » آن را بنياد گذاشت تا به شرح و تفسير تورات بپردازند .
گائونيم :
جمع گائون ( به معناى نابغه و علّامه ) رؤساى آكادمىهايى بودند كه در بابل ، مراكز معنوى و فرهنگى جامعهء يهودى به حساب مىآمدند .
گائونها پس از پايان تلمود تا حدود سدهء يازدهم ميلادى مىزيستند و كارشان اين بود كه تلمود را به گونهاى تفسير كنند كه قانون نامهء مورد پذيرش در همهء موضوعات اجتماعى و دينى شود .
گِزِرا :
م تَقانا
گمارا :
بخشى از « تلمود » است كه به تفسير ميشنا مىپردازد يعنى « تلمود » متنى دارد به نام « ميشنا » و شرح و تفسيرى بر اين متن دارد به نام « گمارا » .
مئير :
م عقيوا
مپّا :
به معناى روميزى نام كتابى است كه در دورهء ريشونيم توسّط يكى از عالمان يهودى به نام موسى ايسرلس براى رفع كاستىهاى كتاب شالحان عاروخ تدوين شد .
مَسِخِت :
م سِدِر
مَعَسه :
( به معناى عمل يا رويّه ) به قواعد حقوقى گفته مىشود كه از احكام قضايى صادر شده از جانب محاكم قضايى صلاحيتدار ، يا روش عالمان هلاخايى صلاحيتدار در يك موضوع