2 . لزوم رجوع به اعلم ، خلاف سيره است . به تعبير آمدى : در ميان صحابه فاضل و مفضول بودند و در ميان آنها خلفاى اربعه ، از ديگران آشناتر به طريق اجتهاد بودند ، ولى شنيده نشد كه صحابه ، عوام را وادار كنند كه حتماً از افراد خاصّى تبعيّت كنند و اگر با وجود افضل سراغ مفضول مىرفتند آنها را سرزنش نمىكردند .
جملهء معروف
« أصحابي كالنّجوم بايّهم اقتديتم اهتديتم »
نيز مؤيّد سخن ماست . « 1 »
سيّد محسن حكيم نيز در ادامهء نقل ادلّهء اين گروه مىنويسد : سيرهء شيعه در عصر معصومان بر اين قرار گرفته بود كه از همه علماى معاصر فتوا مىگرفتند ، با اينكه اختلاف مراتب آنها را در علم و فضل مىدانستند همچنين وجوب مراجعه به اعلم موجب عسر است كه در شريعت منفى است . علاوه بر آن ، اگر تقليد اعلم لازم بود ، بر شيعيان واجب بود كه به ائمّه مراجعه كنند ، نه به اصحاب ؛ چرا كه ائمّه اعلم همه بودند . « 2 »
ولى پاسخ همهء اين استدلالات را با يك دليل مىتوان داد و آن اينكه تقليد اعلم تنها در جايى است كه اختلاف ميان دو فقيه در مسألهاى اجمالًا يا به طور تفصيل ، مسلّم باشد .
در اينجا عقل و عقلا حكم مىكنند كه با وجود اعلم نبايد به سراغ غير اعلم رفت ، همانگونه كه اگر دو طبيب در تشخيص بيمارى و داروى كسى به يقين با هم اختلاف داشته باشند و يكى از آنها آگاهتر و باتجربهتر و پرسابقهتر باشد عقل و عقلا اجازه نمىدهند كه نظر او را رها كرده و به قول كسى عمل نمايد كه از نظر علم و تجربه ، نسبت به او ضعيفتر است و با توجّه به اينكه مهمترين دليل بر جواز تقليد در فروع دين ، دليل عقل و سيرهء عقلاست و عقلا در اين گونه موارد ، تقليد اعلم را لازم مىشمرند .
اطلاق آيات و روايات از چنين مواردى كه اختلاف ميان فتواى اعلم و غير اعلم محرز است ، به يقين منصرف مىباشد .
* * *
نهم : تقليد ميّت
در اينكه آيا مىشود از مجتهدى كه در قيد حيات نيست ، تقليد كرد ، يا خير ، ميان علما گفتگوست . از كلام « فخر رازى » بر مىآيد كه نمىشود از ميّت تقليد كرد . وى بحثى را مطرح مىكند كه آيا غير مجتهد مىتواند با آنچه را كه از ديگرى نقل مىكند ، فتوا دهد ؟
در پاسخ مىگويد : اگر از ميّت حكايت كند ، نمىشود سخن او را اخذ كرد ؛ چرا كه سخن و رأى ميّت اعتبارى ندارد ؛ زيرا اگر آن مجتهد زنده باشد ، با مخالفت وى اجماع منعقد نمىشود ، ولى در صورت مرگش منعقد مىشود و اين ، دليل بر آن است كه پس از مرگ ميّت ، رأى و نظر او اعتبار ندارد . « 3 »
در « ارشاد الفحول » پس از نقل كلام فوق آمده است : اين كلام فخر رازى صريح در اين نكته است كه نمىشود از اموات تقليد كرد ؛ سپس مىافزايد : غزالى
هامش
( 1 ) . الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 4 ، ص 458 .
( 2 ) . مستمسك العروه ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . المحصول ، ج 2 ، ص 456 .