كوتاه سخن اين كه : احكام شرع مقدّس در طول قرون و اعصار ثابت و لايتغيّر است و زمان و مكان آن را تغيير نمىدهد ، چرا كه حلال همواره حلال و حرام هميشه حرام خواهد بود .
امّا موضوعات عرفيّه دائماً در حال تغيير و تبديل است و هر زمان موضوع تغيير كند حكم نيز به تَبَع آن تغيير مىنمايد . چرا كه موضوع در بسيارى از اوقات متأثّر از زمان و مكان است . بدين جهت با دگرگونى زمان و مكان ، موضوع نيز دگرگون و به تبع آن حكم هم تغيير مىكند .
دگرگونى موضوع نيز اقسام مختلفى دارد : گاه به تبدّل ماهيّت آن است ، و گاه به تغيير اوصاف خارجى آن مىباشد و گاه امور اعتباريّهاش تغيير مىپذيرد و منظور از تأثير زمان و مكان در اجتهاد همين است . « 1 »
* * * تفسير سوم : تفسير ديگر در تأثير زمان و مكان در اجتهاد آن است كه تغييرات زمان و مكان گاه موجب تنبّه فقيه به سوى مسائل تازه و هدايت فكر و ذهن وى به آن سمت و سو مىگردد ، در نتيجه متوجّه امورى مىشود كه در گذشته به آنها توجّهى نداشت .
مخصوصاً اين معنا پس از تشكيل حكومت اسلامى در ايران بروز و ظهور خاصّى داشت . البتّه اين بدان معنا نيست كه اگر فقيهى خارج از آن دايرهء زمانى و مكانى باشد ، افكار و آراى ويژهاى دارد ، و هنگامى كه وارد آن محدوده شد ، تمام آن افكار متحوّل و دگرگون مىگردد ، بلكه منظور اين است كه نيازها و مصالح نظام و امّت اسلامى را در آن شرايط بهتر درك مىكند .
به عنوان مثال فقيهى توجّه پيدا مىكند كه تحصيل علم و دانش - اعمّ از علوم دينى يا دنيوى - كه در سابق آن را از واجبات كفايى مىشمرد ، اكنون از واجبات عينى است . زيرا ملاحظه مىكند كه مسلمانان سخت نياز به مديران دانا و متعهّدى دارند كه امورات دينى و دنيايى آنها را رهبرى كنند و روشن است كه جمعيّتى نادان و بىسواد پيشرفتى نخواهند كرد و جزء ملل عقب مانده خواهند شد و قطعاً خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّهء معصومين عليهم السلام راضى به ضعف و زبونى و عقبماندگى مسلمانان نخواهد بود .
بر اين اساس ، مجتهد فتوا به وجوب عينى تحصيل علم و دانش داده و حكم جهاد با لشكر جهل و بيسوادى را صادر مىكند تا هر مسلمانى به حسب استعداد و تواناييش به جنگ با غول جهل و نادانى برود و از وادى ظلمت جهل به فضاى روشن و نورانى علم و آگاهى گام نهد .
بنابراين ، زمان ، مجتهد را به نكات جديدى توجّه مىدهد ، و باعث تغيير فتواى وى مىشود .
* * *
مطلب سوم : ضوابط كلّى استنباط مسائل مستحدثه
معروف است كه قضيّه بر دو قسم است : قضيّهء خارجيّه و قضيّهء حقيقيّه .
قضاياى خارجيّه به قضايايى گفته مىشود كه حكم نسبت به افراد موجود در خارج ثابت است . مثلًا
هامش
( 1 ) . دربارهء تأثير زمان و مكان در احكام بحث مشروحى در همين كتاب آمده است .