كتابهايى را در كنار هم قرار داده كه هيچ ارتباطى با يكديگر ندارد مانند كتاب بدء الخلق كه هفدهم و كتاب التفسير كه هيجدهمين كتاب است .
البتّه نمىتوان از كسانى كه در آغاز راه براى تنظيم ابواب فقه و حديث بودهاند بيش از اين انتظار داشت زيرا آنها بيش از آنچه براى تنظيم ابواب تلاش مىكردند براى جمع احاديث اهتمام مىورزيدند .
2 . تقسيم ابواب فقه در صحيح مسلم از جهاتى بىشباهت به صحيح بخارى نيست ولى تفاوت قابل ملاحظهاى با آن دارد .
در بخش اوّل بعد از كتاب الإيمان ، عبادات و مقدّمات آن را بيان مىكند .
در بخش دوم نكاح و طلاق و كتابهاى وابستهء به آن ذكر شده است .
در بخش سوم معاملات و مسائل مالى از جمله ارث ، وصيّت ، عتق را متذكّر مىشود .
در بخش چهارم حدود ، ديات ، قصاص و احكام محاربين و جهاد و حكومت را آورده است .
در بخش پنجم احكام صيد و ذباحه ، اضحيه ، اطعمه و اشربه و بخشى از آداب مانند لباس ، زينت و سلام و مانند آن آمده است .
در بخش ششم فضايل صحابه ، ذكر ، دعا و استغفار و صفات منافقين و احكام آنها را آورده است .
در بخش هفتم مسائل مربوط به بهشت و نعمتهاى بهشتى و اشراط الساعة ذكر شده است .
در بخش هشتم كه آخرين بخش است كتاب زهد و رقائق « 1 » و قسمتهاى از تفسير آيات قرآنى آمده است .
3 . از جمله از فقهاى معروفى كه نظم نسبتاً منطقى به كتب فقهى داده ، فقيه معروف به ابن قدامه از فقهاى قرن هفتم در كتاب « مغنى » است ؛ او نخست به سراغ ابواب عبادات رفته و در 11 باب آنها را به ترتيب ذكر كرده است ، سپس به سراغ ابواب معاملات و آنچه وابسته به آن است رفته و آن را در 22 كتاب به شكل مطلوبى منظّم ساخته است ولى متأسّفانه كتاب فقهى او تكميل نشده و ساير ابواب فقه در آن نيامده است .
4 . غزالى دانشمند شافعى مذهب و متوفّاى آغاز قرن ششم ، در كتاب معروف « إحياء العلوم » كه تركيبى است از مسائل فقهى و اخلاقى ، تمام احكام و مقرّرات اسلام را به چهار گروه تقسيم كرده ، عبادات ، عادات ، منجيات و مهلكات و هر گروه را به ده كتاب تقسيم نموده است .
5 . يكى از فقهاى معاصر اهل سنّت به نام وهبه زحيلى در كتاب « الفقه و ادلّته » مجموع كتب فقهى را به شش قسم به ترتيب زير تقسيم كرده است :
قسم اوّل عبادات است كه شامل نُه باب مىشود :
1 . طهارات ( مقدّمات الصلاة ) 2 . صلاة و احكام الجنائز 3 . صيام و اعتكاف 4 . زكات 5 . حج و عمره 6 . ايمان و نذر و كفّارات 7 . حظر و اباحه و اطعمه و اشربه 8 .
ضحايا و عقيقه و ختان 9 . صيد و ذباحه . « 2 »
هامش
( 1 ) . « رقائق » جمع « رقيقه » به معناى چيزى است كه سبب رقّت قلب و تأثير در آن مىشود ، خواه آيهاى از قرآن باشد يا حديث يا موعظهء خطيبى يا پديدهاى از پديدههاى شگفتانگيز آفرينش . ( التاج الجامع للأصول ، ( قسمت پاورقى ) شيخ منصور على ناصف ، ج 5 ، ص 159 ) .
( 2 ) . تعجّب است چگونه ايشان صيد و ذباحه و ختان و اطعمه و اشربه را جزء عبادات شمرده است در حالى كه هيچ كدام از اينها قصد قربت در آن شرط نيست بعضى نياز به گفتن بسم اللَّه دارد و بعضى نياز به آن هم ندارد .