حكم ظاهرى و اقسام آن :
1 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار قرارداد شرعى
حكم ظاهرى ناظر به واقع و حكم ظاهرى بدون نظر به واقع :
اوّلى عبارت است از حكم ظاهرى كه در حوزهء اماره باشد مانند احكامى كه از حجيّت خبر واحد استنباط مىشود . به لحاظ اينكه طريقى براى كشف حكم شرعى واقعى مىباشد .
دومى عبارت است از حكم ظاهرى كه در صورت شك به حكم واقعى و جهل به آن انشا شده باشد بدون اين كه طريق به واقع محسوب شود ، مانند حكم به طهارت چيزى بر اساس قاعدهء طهارت .
2 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار ترخيص و الزام
حكم ظاهرى الزامى و حكم ظاهرى ترخيصى :
اوّلى عبارت است از حكمى كه بواسطهء قاعدهء احتياط يا استصحاب تكليف ، حاصل شود .
دومى عبارت است از حكمى كه بواسطهء اصل برائت ، اباحه ، حليّت و مانند آن به اثبات برسد .
3 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار دليل شرعى و عقلى
حكم ظاهرى شرعى و حكم ظاهرى عقلى :
اوّلى عبارت است از حكمى كه توسّط اصول عمليّه شرعيّه به اثبات برسد مانند وجوب اجتناب در شبهه تحريميّه بواسطهء احتياط شرعى .
دومى عبارت است از حكمى كه بعنوان وظيفه عملى در مقام اطاعت به واسطهء حكم عقل تعيين شود ، مثل حكم به تخيير هنگام دوران امر بين محذورين . « 1 »
اصطلاحات مربوط به مناصب فقها :
الف ) فتوا ، حكم و قضا
« فتوا » عبارت است از حكم كلّى الهى كه به نظر فقيه از ادلّهء معتبره استنباط شده باشد .
« حكم » در برابر فتوا عبارت است از دستور اجرا يا تعيين مصداق يا موضوع ، زمان يا مكان براى حكم شرعى و همچنين الزام به فعل يا ترك بر اساس عناوين ثانويه و مصلحتى خاص در ظرف زمانى يا مكانى خاص نظير حكم به هلال ماه مبارك رمضان يا ماه ذى الحجّه از سوى حاكم شرعى براى مراسم روزه و حج .
« قضا » عبارت است از رفع خصومت و برداشتن اختلاف و نزاع از ميان طرفين دعوا بر اساس تعيين وظيفهء شرعى .
« قضا » در اصطلاح فقها يك معناى ديگرى نيز دارد كه در بخش چهارم تحت عنوان « ادا ، قضا و اعاده » خواهد آمد .
گاهى واژهء « حكم » براى قضاوت نيز به كار مىرود چنان كه در روايت عمر بن حنظله تعبير به
« فإنّي قد جعلته عليكم حاكماً » « 2 »
شده در حالى كه در
هامش
( 1 ) . دروس فى علم الاصول ( حلقهء ثالثة ) ، ج 1 ، ص 35 ؛ موسوعة الامام الخويى ، ج 44 ، ص 67 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 250 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، باب 11 از ابواب صفات قاضى ، ح 1 .