شرعى ، با پيش زمينهء حكم عقل ثابت شده باشد ، مانند وجوب اطاعت خدا .
3 . واقعى و طريقى « 1 » : اوّلى عبارت است از وجوبى كه با دليل شرعى ثابت شده باشد و متعلّق آن داراى مصلحت باشد .
دومى عبارت است از وجوبى كه متعلّق است به عملى كه عنوان طريقيت دارد مثل وجوب احتياط در اطراف علم اجمالى كه طريق درك واقع است .
* * *
اصطلاحات و اقسام حرمت :
حرام و محظور : حرمت يكى از احكام الزامى است . « حرام » عملى است كه شارع مقدّس ترك آن را از مردم خواسته و مبغوض پروردگار است و در الزام همپايهء وجوب است . « 2 » به حرام « محظور » نيز مىگويند زيرا محظور در لغت چيزى است كه آفات فراوانى دارد و بايد ممنوع شود لذا در لغت عرب گفته مىشود « لَبَنٌ محظور » يعنى شيرى كه عيوب فراوان دارد به گونهاى كه خوردن آن ممنوع است . « 3 »
اقسام حرمت :
بسيارى از تقسيماتى كه در وجوب ذكر شد ، در حرمت نيز قابل تصوّر است . امّا در مقام اثبات چندان به تقسيمبندى حرمت ، در فقه پرداخته نشده است .
موارد اندكى از اقسام حرمت در كلمات فقها به شرح زير آمده است :
1 . حرمت ذاتى و عرضى « 4 » : اوّلى عبارت است از حرمتى كه از دليل شرعى مستقيماً بدست آمده باشد ، مانند حرمت نوشيدن شراب .
دومى عبارت است از حرمتى كه بواسطهء نذر يا سوگند عارض شده باشد مثل حرمت بعضى از مكروهات پس از سوگند به ترك آن .
2 . حرمت شرعى و عقلى « 5 » : اوّلى عبارت است از حرمتى كه با دليل شرعى ثابت شده باشد مثل دروغ گفتن .
دومى عبارت است از حرمتى كه به حكم عقل قطعى به اثبات رسيده باشد مانند خوردن طعامى كه ضرر مهمّى داشته باشد ، به گونهاى كه عقل ، به روشنى قبح شديد آن را ادراك نمايد و بر اساس « كلّ ما حكم به العقل حكم به الشرع » از حرمت شرعى آن پرده بر دارد .
3 . حرمت نفسى و غيرى « 6 » : اوّلى عبارت است از حرمتى كه به خود عمل تعلّق داشته باشد مانند ضرر زدن به ديگران .
دومى عبارت است از كار مباحى كه مقدّمهء حرام شود مانند كشت انگور به نيّت ساختن شراب .
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 50 .
( 2 ) . دروس فى علم الاصول ( الحلقة الاولى ) ، ص 69 ؛ ( الحلقة الثانية ) ، ص 15 .
( 3 ) . نهاية الاصول ، ص 25 .
( 4 ) . كشف الغطاء ، ج 1 ، ص 200 .
( 5 ) . رسائل فقهيّه ( شيخ انصارى ) ، ص 116 .
( 6 ) . مصباح الفقيه ، ج 2 ، ص 126 .