بخش اوّل : اصطلاحاتى كه با مقام تشريع احكام در ارتباط است .
بخش دوم : اصطلاحاتى كه به مناصب و وظايف فقها مربوط مىشود .
بخش سوم : اصطلاحاتى كه در بيان احكام از سوى فقها براى عموم مكلّفين به كار مىرود .
بخش چهارم : اصطلاحاتى كه ناظر به مسائل مربوط به انجام تكاليف يا سقوط آن ، از عهدهء مكلّف است .
اصطلاحات مربوط به مرحلهء تشريع احكام :
حكم شرعى ، نوعى قرارداد و قانونگذارى از سوى خداوند براى تنظيم زندگى و حيات بشر است و اصطلاحات مرتبط با حكم و تشريع ( بلكه مجموعهء خطابات شرعى ) كاشف از حكم است . به عبارت ديگر احكام توسّط خطابات ابراز و كشف مىشود . « 1 »
مراحل تشريع حكم : اقتضا ، انشا ، فعليّت و تنجّز
حكم شرعى ، به عنوان يك قرارداد در اوّلين تقسيمبندى ، داراى چهار مرحله است . « 2 »
1 . مرحلهء اقتضا كه عبارت است از مرحلهء وجود ملاك براى حكم يعنى زمينهء جعل . « 3 »
2 . مرحلهء انشا كه در حقيقت مرحلهء شكلگيرى ، وضع و جعل قانون است .
3 . مرحلهء فعليّت حكم كه مرحلهء مسئوليتآفرينى است ، و با اعلام آن تحقّق مىيابد .
4 . مرحلهء تنجز ، كه همان مرحلهء قطعى شدن حكم است كه پس از آن ، علم بدان حاصل مىگردد و راه هر گونه عذرى را بر مكلّف مىبندد .
در مجموع مراحل مختلف حكم آثار گوناگونى دارد كه فشردهء آن به اين ترتيب است .
مرحلهء انشا داراى مسئوليت نيست و زمينهاى براى امتثال امر وجود ندارد .
مرحلهء فعليّت زمينهء امتثال امر دارد ، كه با تحقّق شرايط مسئوليت آفرين است . « 4 »
مرحلهء تنجّز مرحلهء اجتماع شرايط براى بعث و تكليف قطعى است .
حكم تكليفى و وضعى
1 . حكم تكليفى :
آن است كه به انگيزهء وادار ساختن ، يا نهى كردن ، يا مجاز شمردن براى مكلّف از سوى خداوند قرار داده مىشود . حكم تكليفى مباشرةً و بدون واسطه به افعال بندگان تعلّق مىگيرد « 5 » و مربوط به جنبههاى مختلف زندگى بشر اعمّ از اجتماعى ، عبادى ، خانوادگى يا . . . مىشود . « 6 »
2 . حكم وضعى :
هر حكمى كه جدا از احكام پنجگانهء تكليفى باشد ، حكم وضعى است . « 7 » در عين
هامش
( 1 ) . المعالم الجديدة ، ص 101 - 99 .
( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 278 و 51 .
( 3 ) . اصطلاحات الأصول ، آية اللَّه مشكينى ، ص 122 .
( 4 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 278 .
( 5 ) . منية الطالب ، ج 1 ، ص 106 .
( 6 ) . دروس فى علم الاصول ( الحلقة الاولى ) ، ص 66 - 65 .
( 7 ) . اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 383 .