دمشق » « 1 » با اضافهء اين عبارت :
« و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض يوم القيامة »
و منابع ديگرى از كتب اهل سنّت و منابع حديث اهل بيت ذكر شده است .
4 . احاديث نبوى كه على عليه السلام را به عنوان « باب مدينة علم النبىّ » معرفى كرده ، از جمله حاكم نيشابورى با سندى كه تصريح مىكند سند صحيحى است در كتاب مستدرك از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند
« أنا مدينة العلم و علىّ بابها » « 2 »
و همچنين طبرانى در « معجم الكبير » « 3 » و هيتمى در « مجمع الزوائد » « 4 » و سيوطى در « جامع الصغير » « 5 » و مير متّقى هندى در « كنز العمّال » « 6 » و جمعى ديگر اين حديث را آوردهاند .
اين حديث به اين عبارت
« انا دار الحكمة و علىّ بابها
» در « صحيح ترمذى » « 7 » و كتب متعدّد ديگر آمده است .
5 . حديث ثقلين : كه از احاديث معروفى است كه با طرق متعدد در كتابهاى بسيار و مخصوصاً كتب دست اوّل برادران اهل سنّت ( علاوه بر كتب پيروان اهل بيت ) نقل شده است از جمله : در صحيح ترمذى از ابو سعيد خدرى و زيد بن ارقم نقل شده كه هر دو گفتند : رسول اللَّه فرمود :
« إنّى تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلّوا بعدى أحدهما أعظم من الآخر كتاب اللَّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيها »
. « 8 »
اين حديث در مسند احمد « 9 » به عنوان « إنّى تارك فيكم خليفتين » و در خصايص نسائى « 10 » به عنوان « إنّى تارك فيكم ثقلين » و در « مستدرك الصحيحين » « 11 » به عنوان
« إنّى تارك فيكم أمرين لن تضلّوا إن اتبعتموهما و هما كتاب اللَّه و أهل بيتي عترتي »
و ابن حجر هيتمى در كتاب « الصواعق المحرقه » « 12 » به عنوان « إنّى قد تركت فيكم الثقلين . . . » با تصريح به اين نكته كه اين يك روايت صحيح و معتبر است ، نقل شده است .
قابل توجّه است كه ابن حجر هيتمى مىافزايد :
« حديث تمسّك از طرق بسيارى در حدود بيست و چند طريق از بيست و چند صحابى نقل شده ، از بعضى طرق استفاده مىشود كه پيامبر اين سخن را در « حجّة الوداع » در عرفه فرموده و از بعضى استفاده مىشود كه در مدينه در بيمارى قبل از رحلت بوده و از بعضى بر مىآيد كه در غدير خم بوده و از بعضى ديگر استفاده مىشود كه بعد از بازگشت از طائف خطبهاى خواند و اين مطلب را بيان فرمود » .
ابن حجر بعد از بيان اين مطلب مىگويد : « تمام اين احاديث ممكن است صحيح باشد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين مطلب را كراراً و در جاهاى مختلف بيان
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق ، ج 42 ، ص 449 .
( 2 ) . مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 126 .
( 3 ) . معجم الكبير ، ج 11 ، ص 55 .
( 4 ) . مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 114 .
( 5 ) . جامع الصغير ، ج 1 ، ص 415 .
( 6 ) . كنز العمّال ، ج 13 ، ص 148 ، ح 36463 .
( 7 ) . صحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 301 ، ح 3807 .
( 8 ) . همان مدرك ، ص 663 ، ح 3788 .
( 9 ) . مسند احمد ، ج 5 ، ص 182 .
( 10 ) . خصائص نسايى ، ص 20 .
( 11 ) . مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 109 .
( 12 ) . الصواعق المحرقه ، ص 151 - 150 .