تركيبهاى قرآنى ، به ويژه معرفت اسباب نزول و شناخت مواردى كه در شأن آنها آياتى نازل شده و مخصوصاً شناخت آياتى كه مربوط به احكام است ( آيات الاحكام ) و . . . در علم اصول مطرح نيست ، بلكه اينها را بايد در علوم قرآنى و تفسير جويا شد .
متوقّف بودن اجتهاد و استنباط احكام شرعى فرعى بر دانستن و آگاهى نسبت به اين گونه مباحث قرآنى امرى روشن است و گروه كثيرى از دانشمندان علوم اسلامى به اين مهم تصريح كردهاند . « 1 » به گفتهء مؤلّف كتاب الاجتهاد الجماعى :
« يشترط فى المجتهد أن يكون عالماً بالقرآن الكريم و دقائق آيات الاحكام فيه ، عامها و خاصها ، ناسخها و منسوخها ، مطلقها و مقيّدها ، محكمها و متشابهها و سائر ما يتعلّق بآيات الأحكام ؛ شرط است در مجتهد نسبت به قرآن كريم آگاهى داشته باشد و دقّتهايى را كه در آيات احكام وجود دارد ، بداند ، زيرا در قرآن ، احكام عام و خاص ، ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيّد و محكم و متشابه وجود دارد . و همچنين بحثهاى ديگرى ( مانند اسباب نزول ) كه به آيات احكام ارتباط دارد ، بايد مورد توجّه قرار دهد » . « 2 »
در كتاب أنوار الأصول چنين آمده است :
« و أمّا علم التفسير . . . فلا اشكال فى دخله فى استنباط الاحكام ؛ شكى نيست كه علم تفسير در استنباط احكام لازم است » . « 3 »
2 . علم الحديث
منظور از اين علم ، آشنايى با ادبيات و لحن روايات و شأن ورود احاديث و شرايط زمانى و مكانى و ويژگيهاى راوى حديث و شناخت آن دسته از روايات و احاديثى است كه مربوط به احكام است .
سنّت نبوى صلى الله عليه و آله و روايات اهل بيت عصمت عليهم السلام داراى آهنگ خاص و لحن ويژهاى است كه با عبارات فقها و ساير ادبا تفاوت دارد ، در نتيجه مىتوان گفت كه علم حديث به منزلهء تفسير نسبت به قرآن است كه به واسطهء آن مىتوان حديث را از غير حديث و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخيص داد . همچنين شناخت تعبيرات خاصّ معصومين و مصطلحات كلماتشان كه با تتبّع در سخنان آن بزرگواران حاصل مىشود ، هر چند مدوّن نشده باشد ، با علم حديث حاصل مىگردد . بنابراين ، در طريق استنباط حكم شرعى فرعى ، وجود اين علم براى مجتهد ضرورى و لازم است . « 4 »
ناگفته نماند كه مجتهد همين مقدار كه نسبت به احاديث مربوط به احكام ، شناخت لازم را بيابد و مواضع آنها را شناسايى كند تا در وقت ضرورت و نياز ، به آنها رجوع كند كافى است و لازم نيست كه آنها را از حفظ بداند و به ذهن بسپارد .
ضرورت آگاهى بر اين علم جهت تحصيل
هامش
( 1 ) . قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 397 ؛ الفوائد الحائريه ، ص 337 ؛ أنوار الاصول ، ج 3 ، ص 621 ؛ المحصول فى علم اصول الفقه ( فخر رازى ) ، ج 2 ، ص 434 - 433 . المستصفى ، ج 2 ، ص 351 ؛ الاجتهاد فى الشريعة الاسلامية ، ص 28 .
( 2 ) . الاجتهاد الجماعى ، ص 38 - 37 .
( 3 ) . أنوار الاصول ، ج 3 ، ص 621 .
( 4 ) . همان مدرك ، ص 622 .