دلالت بر اين دارد كه مسلمانان در آغاز اسلام مأمور به هجرت بودند ؛ يعنى هر جا و هر موقع اسلام مىآوردند بايد به سوى مدينه حركت كنند ؛ ولى در بعضى از روايات هجرت را واجب نمىدانند ، حتّى اين حكم مقيّد به اين شده است كه بعد از فتح مكّه هجرتى در كار نيست .
اين دو روايت هرگز با هم منافاتى ندارند ، زيرا هجرت مخصوص زمانى بود كه عدّهء مسلمانان كم و پايگاه اسلام مدينه بود و مىبايست همه در آنجا اجتماع كنند تا قوّت و قدرتى حاصل شود ؛ ولى بعد از فتح مكّه و سيطرهء اسلام بر جزيرة العرب ديگر هجرت ، فلسفهء خود را از دست داده بود .
3 . در حديثى مىخوانيم كه طبق فرمودهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خضاب كردن ( رنگ كردن موها ) براى مردان مستحبّ است ؛ ولى هنگامى كه در اين باره از على عليه السلام سؤال كردند ، فرمود :
« إنّما قال صلى الله عليه و آله ذلك و الدّينُ قُلّ فأمّا الآن فقد اتّسع نطاقه و ضرب بجرانه فامرؤ و ما اختار
؛ اين مربوط به زمانى است كه پيروان اسلام اندك بودهاند ( و چهرههاى جوان سبب قوّت و قدرت بود ) اما امروز كه اسلام گسترش يافته و نظام اسلامى استوار شده ، همه در اين امر مخيّرند » . « 1 »
4 . اختلاف در شيوه مبارزه با ستمگران كه هر يك از معصومان عليهم السلام با توجّه به شرايط زمانى و مكانى و توان رزمى طرفداران خود ، « جنگ » يا « صلح و بىطرفى » را برگزيدهاند .
5 - در روايتى از امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤالى دربارهء نگهدارى گوشت قربانى در منى بيش از سه روز فرمودهاند :
« لا بأس بذلك اليوم ، إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إنّما نهى عن ذلك أوّلًا لأنّ النّاس كانوا يومئذٍ مجهودين
؛ اين مسأله ( نگهدارى گوشت قربانى در منى بيش از سه روز ) در اين زمان ( زمان امام صادق عليه السلام ) اشكالى ندارد ، و نهى رسول خدا بدين جهت بود كه مردم آن زمان در تنگى معيشت به سر مىبردند » . « 2 »
6 . سيرهء عملى رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز گاهى در زمانهاى مختلف بر حَسَب اوضاع و شرايط تغيير مىكرد ؛ مثلًا آن حضرت در شرايط سالهاى آغازين بعثت ، در برابر آزار مشركان ، به مسلمانان اجازهء برخورد قهرآميز نمىداد و فقط امر به صبر و شكيبايى مىنمود ؛ ولى پس از آن در مدينه ، پس از تشكيل حكومت و فراهم ساختن عِدّه و عُدّه ، در برابر آزار مشركان ، دفاع سرسختانه كرد و دستور به مبارزه و نبرد داد . « 3 »
همچنين آن حضرت ، در حالى كه در نبردهاى بدر و احد و احزاب ، با دشمنان برخورد قهرآميز
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 17 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 149 ، ح 5 .
( 3 ) . مراحل جهاد نيز به تدريج ، تشريع شد ، مرحلهء اوّل . اذن دفاع :« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا . . . » .( حج ، آيهء 39 ) .
مرحلهء دوم . عقب راندن متعرّضين به مسلمانان :« فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ . . . » .( نساء ، آيهء 91 ) .
مرحلهء سوم . پيكار با دشمنان نزديكتر :« . . . قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ . . . » .( توبه ، آيهء 123 ) .
مرحلهء چهارم . جنگ تمام عيار :« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ » .( بقره ، آيهء 193 ) .