4 . رواياتى كه از فتواى بدون علم نهى مىكند :
الف ) امام صادق عليه السلام از پدرانش از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود :
« و من أفتى النّاس به غير علمٍ و هو لا يعلمُ النّاسخ من المنسوخ و المُحكم من المتشابه ، فقد هلك و أهلك
؛ كسى كه بدون علم ، براى مردم فتوا دهد و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخيص ندهد ، هم خود را هلاك كرده و هم ديگران را » . « 1 »
مفهوم اين حديث ، اين است : كسى كه با علم و آگاهى از ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و . . . فتوا دهد مجاز است و اين دليل جواز استنباط و انفتاح باب اجتهاد است .
در حديث ديگرى از همان حضرت رسيده كه به مفضل بن مزيد فرمود : من تو را از دو خصلت نهى مىكنم ، كه افراد از اين طريق هلاك شدهاند .
« أنهاك أن تدين اللَّه بالباطل و تُفتى النّاس بما لا تعلم
؛ من تو را نهى مىكنم از اين كه به آيين خدا از طريق باطل متديّن گردى ، و طبق آنچه نمىدانى براى مردم فتوا دهى » . « 2 »
از مفهوم اين حديث ، بر مىآيد كه فتوا و اجتهاد با علم و آگاهى مجاز است و بدون علم در رديف پرستش خداوند از طريق باطل قرار گرفته است .
* * *
5 . رواياتى كه طريق اجتهاد و استنباط را آموزش مىدهد
الف ) عبد الاعلى مولى آل سام مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : ( پايم لغزيد ) بر زمين افتادم ، ناخنم كنده شد ، با دوايى و پارچهاى انگشتم را بستهام ، براى وضويم چه كنم ؟ فرمود :
« يُعرف هذا و أشباهه من كتاب اللَّه عزّ و جلّ
« ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ »
امسح عليه
؛ اين مسأله و امثال آن از كتاب خدا فهميده مىشود ( فرموده است : ) « در دين حرجى ( و مشقّتى ) بر شما تحميل نكرده » بنابراين روى همان پارچه مسح كن » . « 3 »
اين حديث ، راوى را هدايت مىكند كه اگر به قرآن مراجعه كنيد پاسخ را مىتوانيد از آن دريافت داريد ، زيرا اگر مسح بشره غير مقدور باشد ، به حكم قاعدهء نفى حرج كه از آيه استفاده مىشود ، اصل مسح نبايد ساقط گردد ، و اين چيزى جز آموختن روش اجتهاد نيست .
ب ) زراره « 4 » مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود :
« ازدواج با اهل كتاب جايز نيست » . عرض كردم :
حرمت آن در كجا ( ى قرآن ) آمده : فرمود : «
« وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ »
« 5 » ؛ هرگز زنان كافر را در
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 43 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 10 ، ح 2 .
( 3 ) . كافى ، ج 2 ، ص 33 .
( 4 ) . ابن نديم گفته است : زراره بزرگترين شخصيّت شيعى در فقه و حديث و آگاهى به كلام و مكتب تشيع مىباشد . نجاشى وى را بزرگ اصحاب اماميّه و از پيشتازان آنها در عصر خويش مىداند . وى قارى قرآن ، فقيه ، متكلّم ، شاعر و اديب بود . فضل و دين با هم در وى جمع شده بود . او در تمام آنچه را كه روايت مىكند ، صادق است . ( تذكرة الاعيان ، ص 24 ؛ تاريخ آل زرارة ، ج 1 ، ص 24 و ج 1 ، ص 27 و ص 37 ؛ فهرست ابن نديم ، ج 1 ، ص 308 ؛ رجال نجاشى ، ص 175 ، شمارهء 463 ) .
( 5 ) . ممتحنه ، آيهء 10 .