ب ) راههاى غير قطعى دستيابى به سنّت :
گفتيم براى كشف سنّت راههاى غير قطعى نيز وجود دارد كه به خودى خود اعتبار ندارند ، زيرا دليل بر حكم شرعى بايد قطعى باشد و صرف احتمال و گمان در نظر عقل هيچ گونه ارزشى ندارد . آيات قرآن نيز ، ظن و گمان را قابل پيروى نداستهاند :
«
« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » *
؛ ظنّ و گمان انسان را از فهم حق و حقيقت بىنياز نمىكند » . « 1 »
«
« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا »
؛ از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن چرا كه گوش و چشم و دل همهء مسئولند » . « 2 »
ولى اگر اين راههاى غير قطعى ، شكل معقولى پيدا كند و دليل قطعى بر اعتبار داشته باشد ، حجّت خواهد بود و در اين صورت عمل به آن ، پيروى از ظن نخواهد بود .
طرق غير قطعى معتبر به قرار ذيل است :
1 . خبر واحد : خبرى كه راويان آن در هر يك از طبقات يا حتى در يك طبقه ، يك نفر يا بيش از يك نفر باشد ، ولى به حدّ تواتر نرسد و قطعآور نباشد ، اصطلاحاً خبر واحد است .
بحث خبر واحد از مهمترين مباحث منابع استنباط است و در حجيّت آن ميان فقها اختلاف است . سيّد مرتضى و ابن زهره و ابن برّاج و طبرسى و ابن ادريس « 3 » و از اهل سنّت قدريه و برخى از ظاهريه « 4 » منكر حجيّت خبر واحد هستند . شيخ طوسى و غالب بزرگان فقهاى شيعه و همه اخبارىها و جمهور اهل سنّت ، معتقد به حجيّت خبر واحد هستند . « 5 »
در شرايط حجيّت خبر واحد رأى يكسانى وجود ندارد . قدماى از اماميّه روايتى را معتبر مىدانستند كه همراه با قرائن صحت باشد اعمّ از قرينهء داخلى همانند وثاقت راوى و يا خارجى همانند وجود روايت در كتاب معتبر و يا تكرار حديث در يك كتاب ، و روايت غير معتبر را روايتى مىدانستند كه همراه با اين گونه قرائن نباشد « 6 » ولى علماى شيعى از قرن ششم به بعد برخى شرط حجيّت را عدالت راوىها و برخى وثاقت آنان دانستهاند كه بر اساس همين عقيده روايات را تقسيم به چهار قسم مىكنند : صحيح ، حسن ، موثق و ضعيف .
« روايت صحيح » در نظر اماميّه آن است كه از نظر سند به وسيلهء راويان عادل و امامى مذهب به معصوم عليه السلام اتصال پيدا كند . « روايت حسن » آن است كه به وسيلهء راوى امامى و خوش نام به امام عليه السلام برسد ، بىآنكه تصريح به عدالت ، و وثاقت آنها شده باشد . « روايت موثّق » آن است كه توسّط راوى غير امامى ولى ثقه و قابل اعتماد ، به امام برسد . « روايت ضعيف » آن است كه شروط سهگانه فوق را نداشته باشد . « 7 »
هامش
( 1 ) . نجم ، آيهء 28 .
( 2 ) . اسراء ، آيهء 36 .
( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 79 .
( 4 ) . روضة الناظر ، ج 1 ، ص 313 .
( 5 ) . همان مدرك .
( 6 ) . ر . ك : مقياس الهداية فى علم الدراية ، ج 1 .
( 7 ) . الدراية فى علم مصطلح الحديث ( شهيد ثانى ) ، ص 24 - 19 .