واجب باشد ما نيز به قصد واجب انجام دهيم و اگر مستحب يا مباح باشد ما نيز عملًا ملتزم به استحباب يا اباحه آن شويم ، نه آن كه هر عملى را كه پيامبر انجام داده ، بر ما واجب باشد ، هر چند بر او واجب نباشد .
چگونگى حجيّت تقرير معصوم عليه السلام :
تقرير عبارت است از سكوت معصوم در برابر عملى كه در محضر او ( و يا در غيابش ولى با اطلاع او ) انجام گيرد .
دليل بر اعتبار و حجيّت تقرير اين است كه اگر آن قول و عمل ، حرام و منكر بود ، بايد معصوم با آن مخالفت مىكرد ، زيرا نهى از منكر واجب است .
برخى گفتهاند : تقرير معصوم حجّت نيست ، زيرا نهى از منكر و ارشاد جاهل در همه جا واجب نمىباشد نظير موردى كه عملى را مورد انكار قرار داده ، ولى اثر نكرده باشد كه ديگر نيازى به انكار مجدّد نيست . جواب اين است كه اين فرض خارج از محل كلام است زيرا محل كلام مواردى است كه شرايط وجوب نهى از منكر و تعليم جاهل فراهم است .
سنّت صحابه :
جمهور اهل تسنّن ، به جاى سنّت اهل بيت ، سنّت صحابه را حجّت قرار دادهاند ، « 1 » تا خلاء كمبود ادلّه را جبران كنند . آنان معتقدند كه صحابى كسى است كه پيامبر اسلام را در زمان حيات آن حضرت در حالى كه مسلمان بوده است ، ديده باشد و بر اسلام از دنيا برود . « 2 » و اتّفاق نظر دارند كه هركس اطلاق نام صحابى بر او صحيح باشد ، عادل است . « 3 » در حالى كه پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام معتقدند ، صحابه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله هر چند امتياز و افتخار مصاحبت پيامبر را داشتهاند ، و در ميان آنها شخصيتهاى والامقام پيدا مىشوند ، ولى از نظر عدالت همانند اشخاص ديگر ، جمعى عادل و گروهى غير عادل بودند ( به گواهى قرآن و حديث و تاريخ ) .
اهل سنّت براى عدالت صحابه دلايلى دارند ؛ از جمله به آيهء شريفهء
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
« 4 » و آيهء
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ »
« 5 » و آيهء
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ »
« 6 » استدلال كردهاند .
در حالى كه آيهء اوّل و دوم مربوط به تمام امّت است ، نه خصوص صحابه و آيهء سوم مخصوص كسانى است كه در بيعت رضوان شركت كردهاند و همهء صحابه را شامل نمىشود . به علاوه رضايت خداوند به خاطر مسألهء بيعت رضوان دليل بر رضايت او در برابر همهء كارها نخواهد بود .
دانشمندان اين گروه به رواياتى نيز تمسّك جستهاند كه مهمترين آن ، اين حديث معروف است
هامش
( 1 ) . الموافقات شاطبى ، ج 4 ، ص 74 .
( 2 ) . الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج 1 ، ص 158 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 162 .
( 4 ) . آل عمران ، آيهء 110 .
( 5 ) . بقره ، آيهء 143 .
( 6 ) . فتح ، آيهء 18 .