او تعليم كن كه قرآن براى او بهتر است . « 1 »
ابن ابىالحديد اضافهاى بر اين سخن دارد و آن اين است كه فرزدق مىگويد :
پيوسته سفارش على عليه السلام در ذهن من بود تا زمانى كه خود را مقيد كردم و سوگند ياد كردم كه تا قرآن را حفظ نكنم دست برندارم . « 2 »
در بسيارى از نسخ نهجالبلاغه و كتب ديگرى كه اين جمله در آنها نقل شده است بهجاى « دغذغة » ، « ذعذعة » آمده كه ازنظر معنا تناسب بيشترى دارد زيرا « دغدغة » به معناى تحريك كردن و قلقلك دادن است كه در اينجا تناسبى ندارد در حالى كه « ذعذعة » به معناى پراكنده كردن و متفرق ساختن است كه مناسب محل كلام مىباشد و به نظر مىرسد نسخهء صبحى صالح در اينجا نادرست باشد .
نكتهها
1 . اهميت زكات
مىدانيم كه زكات به آن نُه چيزى كه تعلق مىگيرد هر سال تكرار مىشود تا زمانى كه مورد زكات از حد نصاب بيفتد . به خلاف خمس كه هر مالى را يك بار خمس مىدهند .
مثلًا كسى كه داراى يكصد رأس گاو يا گوسفند است بايد زكات مال خود را كه در حدود دو و نيم درصد است ( با رعايت نصابهاى مختلفى كه در آن است ) بپردازد و سال بعد هم اگر همان گاو يا گوسفندان را داشته باشد مجدداً زكات به آن تعلق مىگيرد تا زمانى كه از حد نصاب پايين بيايد . ( آخرين حد نصاب در گاو 30 رأس و در گوسفند 40 رأس و در شتر 5 نفر است ) .
شايد منظور غالب بن صعصعه اين بوده كه من پيوسته زكات شترانم را
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينهء دمشق ، ج 74 ، ص 50 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 95 .