واصنَعْ كَماشٍ فَوقَ أر * ضِ الشَّوكِ يَحذَرُ ما يَرى
لاتَحقِرَنَّ صَغيرةً * إنّ الجِبالَ مِن الحَصى
همهء گناهان را از كوچك و بزرگ رها كن كه حقيقت تقوا همين است .
و همچون كسى باش كه در يك زمين پرخار با نهايت احتياط گام برمىدارد و پيوسته مراقب اطراف خويش است .
گناهان صغيره را كوچك مشمر كه كوههاى بلند از سنگريزهها تشكيل شده است .
اما « اخلاق » جمع « خُلق » ( بر وزن قفل ) و « خُلُق » ( بر وزن افق ) به معناى قوا و سجايا و صفات درونى است كه با چشم دل ديده مىشود و آثارى در ظاهر دارد و گاه به همان آثار و اعمال و رفتارى كه از خلقيات درونى ناشى مىگردد اخلاق گفته مىشود و در واقع ، اولى ، اخلاق صفاتى است و دومى اخلاق رفتارى و اخلاق به دو بخش تقسيم مىشود : اخلاق فضيله كه سرچشمهء كارهاى نيك مىشود و اخلاق رذيله كه منشأ كارهاى زشت است .
در زمينهء رابطهء علم و اخلاق ، رابطهء اخلاق و عرفان و اينكه آيا اخلاق قابل تغيير است و نقش اخلاق در زندگى انسانها ، بحث است كه در اين مختصر نمىگنجد . « 1 »
با توجه به اين دو تفسير ( تفسير تقوا و تعريف اخلاق ) روشن مىشود كه تقوا رئيس اخلاق است زيرا اين ملكهء درونى ، انسان را از بخل و حسد و كينه و عداوت و غيبت و ظلم و ستم و كبر و غرور و مانند آن بازمىدارد و به همين دليل امام عليه السلام آن را رئيس اخلاق شمرده است و نيز به همين دليل آنها كه از تقواى الهى بىبهرهاند آلودهء انواع رذايل اخلاقى مىشوند .
شايد به همين دليل است كه قرآن مجيد تقوا را تشبيه به لباس كرده است
پاورقی
( 1 ) . علاقهمندان مىتوانند به كتاب ما ، « اخلاق در قرآن » ج 1 مراجعه كنند .