در خطبهء 209 نيز خوانديم كه « علاء بن زياد همدانى » يكى از ياران امام عليه السلام در بصره بيمار شده بود . حضرت به عيادت او رفت و هنگامى كه چشمش به خانهء وسيع او افتاد به صورت استفهام انكارى فرمود : « با اين خانهء وسيع در اين دنيا چه مىخواهى بكنى ، در حالى كه در سراى آخرت به آن نيازمندترى ؟ » سپس راهى به او نشان داد كه اين خانهء وسيع مايهء ناراحتى او در آخرت نشود .
فرمود : آرى اگر بخواهى مىتوانى با همين خانهء وسيع به آخرت خود برسى و سعادتمند شوى ؛ اينگونه كه از ميهمانها ( ى نيازمند ) در آن پذيرايى كنى و صلهء رحم در آن به جا آورى و حقوق شرعى آن را بپردازى . اگر چنين كنى بهوسيلهء اين خانه ، خانهء آخرت تو آباد مىشود .
اينگونه حوادث نشان مىدهد كه تا چه اندازه پيشوايان اسلام به مسائل تربيتى و اخلاقى اهميت مىدادند و به اصطلاح از هر سوژهاى براى طرح يكى از مسائل اخلاقى بهره مىگرفتند ، با موشكافى به اطراف خود مىنگريستند و هر انحرافى را تذكر مىدادند .
بازمىگرديم به تفسير كلام حكيمانهء امام عليه السلام . جملهء
« إِنَّ الْبِنَاءَ يصِفُ لَكَ الْغِنَى »
. اشاره به اين است كه اين خانه نشان مىدهد تو مرد ثروتمندى هستى و همين سبب مىشود كه علامات سؤال ، اطراف تو به وجود آورد كه يك كارگزار حكومت اسلامى اين همه ثروت را از كجا به دست آورده است و مردم به غيبت تو خواهند نشست و حسودان نيز بر تو حسد خواهند برد . آيا بهتر نبود خانهء متوسطى تهيه مىكردى تا از همهء اين آزارها در امان بمانى ؟
تعبير به
« أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُءُوسَهَا ؛
دِرهمهاى نقره ( و دينارهاى طلا ) سر و كلهء خود را از بالاى اين بنا آشكار ساخته است » نشان مىدهد كه او ثروتهايى اندوخته بود ؛ ولى سعى داشت مردم از آن باخبر نشوند ، زندگى به ظاهر ساده و بىآلايشى داشت . امام عليه السلام به او هشدار مىدهد كه اين ساختمان تو باطن تو را
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 832
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٣٢