پرش به محتوای اصلی

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحه 24

پدیدآورندگان:

ص۲۴
مفرما » . و لحظه‌اى بعد به ديدار پروردگارش نايل آمد . نفرين سعيد مستجاب شد و گريبان حجّاج را گرفت تا جايى كه بدنش سرد مىشد و همواره مىلرزيد ، آن‌قدر احساس سرما مىكرد كه دست‌هايش را داخل آتش قرار مىداد ؛ ولى باز هم مىلرزيد ! يكى از بزرگان به ديدنش آمد ، حجّاج گفت : « برايم دعايى بكن » . آن شخص گفت : « مگر نگفتم اين‌قدر جنايت مكن ! اين نتيجهء جنايات توست » . حجّاج گفت : « نمىگويم دعا كن تندرست و سالم شوم ، بلكه دعا كن بميرم تا از اين وضع نجات يابم » . « 1 » * * *
پاورقی
( 1 ) . به نقل از مثال‌هاى زيباى قرآن ، ج 1 ، ص 64