( چه بسا اين كار را نخواهد كرد و تو محروم خواهى شد ) » . « 1 »
شاعر عرب نيز مىگويد :
تَمَتَّعْ إنَّما الدُّنْيا مَتاعٌ * وَإِنَّ دَوامَها لا يُسْتَطاعُ
وَقَدّمْ ما مَلَكْتَ وَأنْتَ حَىٌّ * أميرٌ فيهِ مُتَّبَعٌ مُطاعٌ
وَلا يَغْرُرْكَ مَنْ تُوصي إِلَيْهِ * مَصيرُ وَصيَّةِ الْمَرْءِ ضِياعٌ
از دنيا بهره گير كه دنيا متاعى بيش نيست و دوامش امكانپذير نمىباشد .
آنچه را در اختيار دارى از پيش بفرست در حالى كه زندهاى و در آن امير و مطاعى .
به كسى كه وصيت مىكنى دلبسته مباش ، زيرا سرنوشت بسيارى از وصيتها نابودى است . « 2 »
شاعر فارسى نيز مىگويد :
برگ عيشى به گور خويش فرست * كس نيارد ز پس تو پيش فرست
* * *
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 7 ، ص 65 ، ح 29
( 2 ) . تنبيه الخواطر بنا به نقل مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 198