درست است گاهى پارهاى از تصادفها سبب پيشرفت بعضى از اشخاص نالايق و عقبماندگى برخى از افراد لايق مىشود ؛ ولى اينها را بايد استثنايى دانست . اساس پيشرفت بر تلاش و كار و مديريت و نظم و تدبير است . ممكن است بعضى عوامل موفقيت و پيروزى اشخاص بر ما روشن نباشد ولى به يقين آنها كه موفقيت بيشترى در امور اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و نظامى و مانند آن را پيدا مىكنند داراى امتيازاتى هستند كه ديگران ندارند ؛ خواه اين امتيازات براى ما روشن شده باشد يا نه و اينكه امام عليه السلام مىفرمايد : با كسانى كه روزى به سوى آنها روى آورده شريك شويد ، ممكن است اشاره به همين عوامل موفقيت و بهرهگرفتن از مديريت و لياقتهاى آنها باشد و به اين ترتيب مسئلهء اقبال و شانس از جنبهء خرافى بيرون مىآيد و به صورت مستدل و منطقى خودنمايى خواهد كرد .
مرحوم كمرهاى در ادامهء بحث منهاج البراعة در ذيل اين كلام حكيمانه ، اين گفتار امام عليه السلام را اشاره به استفاده كردن از يك اصل اقتصادى مهم مىداند كه ممالك پيشرفته از آن بهره مىبرند ، وى مىگويد : آنها اساس كار اقتصادى خود را بر تأسيس شركتها و تعاون در فعاليتهاى اقتصادى گذاردهاند .
سپس مىافزايد : يك دست به يقين كوتاه است و هر انسانى آمادگى براى بخشى از فعاليتهاى ثمربخش دارد ؛ اما هنگامى كه گروهى دست به دست هم بدهند و استعدادها و تخصصهاى خود را بسيج كنند ، عوامل تأثيرگذار بيشتر مىشود و سود بيشتر خواهند برد . « 1 »
البته آنچه مرحوم كمرهاى گفته صحيح است ؛ ولى كلام امام عليه السلام ناظر به اصل شركت نيست ، بلكه امام عليه السلام مىفرمايد : با آنهايى كه در زندگى اقتصادى خود موفقيت بيشترى پيدا كردهاند شركت كنيد و از عوامل موفقيت آنها بهرهمند شويد .
هامش
( 1 ) . منهاج البراعة ، ج 21 ، ص 299 .