تفسير است ، هم از جنبههاى معنوى ؛ از نظر ظاهر مىدانيم زكات حق محرومان است هنگامى كه قشر ضعيف جامعه از حقوق مسلم خود محروم شود كار به شورشها و قيامها بر ضد اغنيا مىكشد و اموال آنها به خطر مىافتد ، قيامهاى كمونيستى در عصر ما گواه صادق اين مدعاست . در اعصار گذشته نيز كم و بيش اين معنا وجود داشته و شايد شورش زنجيان كه در نيمهء دوم قرن سوم هجرى واقع شد و شخصى به نام « على بن محمد » در بصره ظهور كرد و گروهى از بردگان را كه در شرايط بسيار سختى در مزارع و باغات زندگى مىكردند و با خدمات طاقتفرسا با كمترين بهرهمندى مشغول كار بودند گرد خود جمع كرد ، نمونهاى از همين رخداد باشد . « 1 »
قرآن مجيد نيز اشارهء پرمعنايى به اين معنا دارد آنجا كه مىفرمايد : « وَأَنفِقُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » ؛ و در راه خدا انفاق كنيد و ( با ترك انفاق ) خود را به دست خود ، به هلاكت نيفكنيد » « 2 » قرار گرفتن اين دو جمله پشت سر هم دليل بر ارتباط آنها با يكديگر است ؛ يعنى اگر انفاق فى سبيل الله ترك شود ثروتمندان خودشان را با دست خود به هلاكت افكندهاند و اكثريت محروم سرانجام به پا مىخاسته قوانين را در هم مىشكنند و شورشى غير قابل كنترل ايجاد مىكنند .
از نظر معنوى نيز جاى ترديد نيست كه خداوند بركات خود را از كسانى بر مىگيرد كه حقوق محرومان را نمىپردازند . در حديثى از امام صادق عليه السلام در ابواب زكات كتاب وسائلالشيعه آمده است :
« ما ضاعَ مالٌ في بَرٍّ أوْ بَحْرٍ إلّابِتَرْكِ الزَّكاةِ
؛ هيچ مالى در دريا و خشكى از بين نرفت جز به سبب ترك زكات » . « 3 »
هامش
( 1 ) . در جلد پنجم « پيام امام » ، ص 352 ذيل خطبهء 128 شرح كافى دربارهء شورش زنجيان داده شده است .
( 2 ) . بقره ، آيهء 195 .
( 3 ) . وسائلالشيعه ، ج 6 ، ص 5 .