تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
اين احتمال نيز در تفسير جملهء بالا داده شده كه مفهوم كلام امام اين است كه اشتغال به كارهاى مهم كشور اسلام نمىتواند عذرى براى ترك رسيدگى به كارهاى فقرا و حاجتمندان شود ؛ ولى اين تفسير با توجّه به جملهء « بِتَضْييعكَ التَّافِهِ » بعيد به نظر مىرسد ، زيرا امام هرگز رسيدگى به حال نيازمندان را « تافِه » ؛ ( كوچك و بىارزش ) نمىشمرد . آن‌گاه در چهارمين و پنجمين دستور مىفرمايد : « نبايد همّ خود را از آنها برگيرى و روى از آنان برگردانى ( و بىاعتنايى كنى ) » ؛ ( فَلَا تُشْخِصْ « 1 » هَمَّكَ عَنْهُمْ وَلَا تُصَعِّرْ « 2 » خَدَّكَ لَهُمْ ) . به اين ترتيب امام عليه السلام نخست دستور مىدهد كه بخش مهمّى از همّ و غمّ او متوجه حال نيازمندان باشد و سپس دستور مىدهد كه با برخورد خوب و چهرهء گشاده با آنان روبه‌رو گردد ، درخواست‌هاى آنها را بشنود و به آن ترتيب اثر دهد . در ششمين دستور به مطلب مهم ديگرى اشاره كرده مىفرمايد : « نسبت به كارهاى كسانى كه دسترسى به تو ندارند و مردم به ديدهء تحقير به آنها مىنگرند ، ( حتى ) رجال حكومت نيز آنها را كوچك مىشمرند ( با دقت ) بررسى كن و براى اين كار ، فرد ( يا افراد ) مورد اطمينانى را كه خداترس و متواضع باشند برگزين تا وضع آن‌ها را به تو گزارش دهند » ؛ ( وَتَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لَايَصِلُ إِلَيْكَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ « 3 » الْعُيُونُ ، وَتَحْقِرُهُ الرِّجَالُ ، فَفَرِّغْ « 4 » لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْيَةِ وَالتَّوَاضُعِ ،
هامش
( 1 ) . « لاتُشْخِصْ » از ريشهء « اشْخاص » در اصل به معناى تير زدن در نقطهء بالاتر از هدف است و سپس به خارج‌ساختن و بيرون كردن اطلاق شده ، بنابراين جملهء « فَلا تُشْخِصْ هَمَّكَ عَنْهُمْ » مفهومش اين است كه فكر خود را از گروه نيازمند بيرون مبر ( 2 ) . « تُصَعِّر » از ريشهء « صَعْر » در اصل يك‌نوع بيمارى است كه به شتر دست مىدهد و گردن خود را كج مىكند و جملهء « وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لَهُمْ » يعنى با بىاعتنايى از ايشان روى مگردان ( 3 ) . « تَقْتَحِمُ » از ريشهء « اقْتِحام » در اصل به معناى داخل شدن در كار شديد و پر زحمت است و جملهء « تَقْتَحِمُه‌ُالْعُيُونُ » مفهومش اين است كه از بس كوچك هستند چشم‌ها به زحمت آنها را مىنگرند ( 4 ) . « فَرِّغ » از ريشهء « فَراغ » بر وزن « بلاغ » در اصل به معناى خالى شدن ظرف و مانند آن است و هنگامى كه به باب تفعيل برود به معناى خالى كردن مىآيد . سپس اين واژه در مورد كسى كه فكر خود را از همه چيز خالى مىكند و تنها به يك موضوع مىانديشد استعمال شده است
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 65 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي