يزيد نعمان را عزل كرد و « عبيد اللَّه بن زياد » را كه مرد سفاك و خونريزى بود به جاى او برگزيد . « 1 »
همين نويسنده در جاى ديگر از كتاب خود مىنويسد : در ميدان صفين دو هزار و هشتصد نفر از صحابه همراه امام عليه السلام بودند كه در ميان آنها هشتاد و هفت نفر از بدريين و نهصد نفر از كسانى بودند كه بيعت رضوان را درك كرده بودند . « 2 »
مرحوم محقق شوشترى در شرح نهجالبلاغهء خود بعضى از كسانى را كه در ماجراى صفين از لشكر امام جدا شدند و به معاويه پيوستند نام برده است . از جمله : « بشر بن عصمة المزنى » و « قيس بن قرة التميمى » و « ذو نواس عبدى » و « قيس بن زيد كندى » . « 3 »
همين نويسنده در جاى ديگر نامهاى را از عقيل به على عليه السلام نقل مىكند كه مىگويد : من از مدينه براى عمره به سوى مكه مىرفتم . « عبداللَّه بن ابىسرح » را با حدود چهل جوان از فرزندان طلقا ديدم كه از قيافهء آنها آثار شوم مىباريد . به آنها گفتم : به سوى معاويه مىرويد ؟ ( آنها سكوت كردند و پاسخى نگفتند و به راه خود ادامه دادند ) . « 4 » از پاسخى كه امام به برادرش عقيل مىدهد نيز استفاده مىشود كه آنها از همان دشمنان قسم خوردهء اسلام بودند كه فقط در ظاهر اسلام را پذيرفته بودند . « 5 »
* * *
هامش
( 1 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 247 . در تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 561 ) نيز بخشى از ماجراى نعمان بن بشير آمده است
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 36
( 3 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامه شوشترى ، ج 10 ، ص 273 . بخشى از اين افراد را طبرى در تاريخ خود و قسمتى را هم نصر بن مزاحم در كتاب صفين آورده است
( 4 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامه شوشترى ، ص 607 . اين ماجرا را ابن ابى الحديد در شرح خود ج 2 ، ص 118 آورده است
( 5 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 119