مىشوند ، رواياتى نيز در اين باره وارد شده است . « 1 »
به هر حال مضمون كلام امام ، در روايات بسيارى از همان حضرت و ساير معصومان عليهم السلام نقل شده است ؛ از جمله در كلمات قصار غررالحكم آمده است :
« لايَصْحَبُ الْأبْرارُ إلّانُظَرائَهُمْ وَلا يُوادِّ الْأشْرارُ إلّاأشْباهَهُمْ ؛
نيكان با افرادى همانند خود مصاحبت مىكنند و بدان با كسانى همچون خود طرح دوستى مىريزند » . « 2 »
در حديث معروف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« ألْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَقَرِينِهِ ؛
انسان دين دوست و همنشنيش را پذيرا مىشود » . « 3 »
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام آمده است :
« فَسَادُ الْأَخْلَاقِ بِمُعَاشَرَةِ السُّفَهَاءِ وَصَلَاحُ الْأَخْلَاقِ بِمُنَافَسَةِ الْعُقَلَاء ؛
فساد اخلاق به سبب معاشرت با سفيهان حاصل مىشود و اصلاح اخلاق از طريق همنشينى با عقلا » . « 4 »
در قرآن مجيد نيز آمده است كه در روز قيامت بعضى از دوزخيان فرياد حسرت برمىآورند كه چرا با فلان فرد آلوده و بىايمان دوست شدند : « يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا * لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني » . « 5 »
سپس در سى و دومين و سى و سومين اندرز مىافزايد : « خدا را بزرگ دار و محترم بشمار ، و دوستانش را دوست دار » ؛
( وَوَقِّرِ « 6 » اللَّهَ ، وَأَحْبِبْ أَحِبَّاءَهُ )
. منظور از بزرگ داشتن خداوند اين است كه هم در سخن گفتن دربارهء پروردگار رعايت ادب كند و هم در عمل او را همه جا حاضر و ناظر بداند
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامهء شوشترى ، ج 9 ، ص 50
( 2 ) . غررالحكم ، ص 423 ، روايت 9724
( 3 ) . كافى ، ج 2 ، ص 375 ، ح 3
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 82 ، ح 78
( 5 ) . فرقان ، آيهء 28 و 29
( 6 ) . « وَقِّر » از ريشهء « وَقْر » بر وزن « فقر » در اصل به معناى سنگينى است و « توقير » به معناى تعظيم و بزرگداشت است