را به قتل رساند . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام براى تأكيد و توضيح بيشترى دربارهء آنچه پيش از اين بيان كرده است مىفرمايد : « بنابراين از اشتباهكارى و غلطهايى كه در آن است بپرهيز ، زيرا از دير زمانى فتنه پردههاى سياه خود را گسترده و ظلمتش بر ديدههايى پرده افكنده است » ؛
( فَاحْذَرِ الشُّبْهَةَ وَاشْتِمَالَهَا عَلَى لُبْسَتِهَا ، فَإِنَّ الْفِتْنَةَ طَالَمَا « 2 » أَغْدَفَتْ « 3 »
جَلَابِيبَهَا « 4 » وَأَغْشَتِ « 5 » الْأَبْصَارَ ظُلْمَتُهَا )
. تعبير به « شبهه » ممكن است اشاره به اشتباه افكنى معاويه در مورد خون عثمان باشد كه آن را به على عليه السلام بدون هيچ دليلى نسبت مىداد و جملهء
« اشْتِمَالَهَا عَلَى لُبْسَتِهَا »
نيز مىتواند اشاره به همين موضوع باشد كه معاويه اين شبهه افكنى را گسترش داد تا در تمام شام شايع شد .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از جملهء مزبور اين است كه از شبهه بپرهيز و همچنين از آثار ناشى از شبهه و يا اينكه از شبهه بپرهيز و از اينكه آن را همچون لباسى در بر كنى و همه جا از بهانهء خونخواهى عثمان براى پيشبرد اهداف نامشروعت بهرهگيرى . « 6 »
منظور از « فتنه » همان اختلاف و شكافى است كه معاويه در جهان اسلام
هامش
( 1 ) . كامل التواريخ ، ج 3 ، ص 487
( 2 ) . « طالَما » يعنى در زمانى طولانى اين كار تحقق يافته است ( توجّه داشته باشيد كه « طال » فعل است و بهگفتهء شارح كافيه « ما » ممكن است زائده و يا كافّه باشد )
( 3 ) . « أغْدَفَتْ » به معناى فرو افكندن و رها ساختن است . اين واژه در مورد فرو افكندن پرده يا نقاب بر صورت نيز به كار مىرود
( 4 ) . « جَلابيب » جمع « جِلباب » بر وزن « مفتاح » ( به كسر جيم و فتح آن به معناى چادر و پارچهاى است كه تمام بدن را مىپوشاند و به پيراهن بلند و گشاد نيز اطلاق شده است )
( 5 ) . « أَغْشَت » از ريشهء « غَشَيان » بر وزن « غليان » در اصل به معناى پوشاندن و احاطه كردن است و در جملهء بالا به همان معناى پوشاندن آمده است
( 6 ) . در صورت اوّل و دوم فاعل « اشتمال » ضمير « ها » است كه اشتمال اضافه به آن شده است و در احتمال سوم فاعل « اشتمال » معاويه است و ضمير « ها » كه به شبهه برمىگردد مفعول آن است