وفات و دفنش در كنار حضرت بود .
احتمال ديگرى نيز دارد كه اشاره به سخن ديگر ابوموسى باشد كه گفته بود :
« على امام هدايت و بيعتش صحيح است ولى نبايد با اهل قبله جنگيد » زيرا اگر قبول دارد على امام هدايت و بيعتش صحيح است بايد هر چه فرمان مىدهد اجرا گردد و به فرمان او آتش فتنه را فرو نشاند زيرا قرآن دستور مىدهد كه در برابر فتنهانگيزان بايد جهاد كرد .
در ادامه امام عليه السلام اين دستور مؤكد را به ابو موسى اشعرى مىدهد و مىفرمايد :
« هنگامى كه فرستادهء من بر تو وارد شد دامن بر كمر زن و كمربندت را محكم ببند و از لانهات بيرون آى و از كسانى كه با تو هستند ( براى شركت در ميدان جهاد و مبارزهء با شورشيان بصره ) دعوت كن ؛ اگر حق را يافتى و تصميم خود را گرفتى آنها را ( با خود به سوى ما ) بياور و هرگاه سستى را پيشه كردى از مقام خود كنار برو » ؛
( فَإِذَا قَدِمَ رَسُولِي عَلَيْكَ فَارْفَعْ ذَيْلَكَ « 1 » ، وَاشْدُدْ مِئْزَرَكَ « 2 » ، وَاخْرُجْ مِنْ جُحْرِكَ ،
وَانْدُبْ مَنْ مَعَكَ ، فَإِنْ حَقَّقْتَ « 3 » فَانْفُذْ « 4 » ، وَإِنْ تَفَشَّلْتَ « 5 » فَابْعُدْ )
. تعبير به « حُجر » ؛ ( لانه و سوراخ ) كنايه از اين كه تو همچون شيرى نيستى كه در بيشهها زندگى كند ، بلكه همچون روباهى كه در سوراخ و لانهء خود مىخزد .
اين سخن در ضمن حكم عزل مشروط ابو موسى را در بر دارد و در تواريخ آمده است كسى كه اين نامه را براى ابو موسى برد « قرظة بن كعب انصارى » بود . « 6 »
هامش
( 1 ) . « ذَيْل » به معناى دامان و دامنه است
( 2 ) . « مِئْزَر » در اصل به معناى لنگ يا چيزى است كه بر كمر مىبندند و به معناى شلوار نيز آمده است و « اشدد مئزرك ؛ كمرت را محكم ببند » كنايه از تصميم جدى بر كارى گرفتن است
( 3 ) . « حَقَّقَ » از ريشهء « تحقيق » به معناى اثبات كردن و تصديق نمودن چيزى است
( 4 ) . « انفُذْ » از ريشهء « نفوذ » به معناى خارج شدن از چيزى و به سوى ديگرى رفتن است و كنايه از انجام وظيفه نيز آمده است
( 5 ) . « تَفَشَّلْتَ » از ريشهء « فَشَل » بر وزن « عمل » به معناى سستى كردن و تأخير انداختن و ترسيدن در انجام كارى است
( 6 ) . مروج الذهب بنا به نقل شرح نهجالبلاغهء علامهء شوشترى ، ج 10 ، ص 74