نامهء عتابآميز فوق كه از اشتباه كميل در يك مقطع از مديريتش در سرزمين « هيت » حكايت مىكند از مقام و شخصيت او نمىكاهد ، زيرا افراد غير معصوم پيوسته در معرض پارهاى از اشتباهات هستند .
مرحوم ديلمى نيز در كتاب ارشاد داستانى نقل مىكند كه آن نيز حاكى از جلالت مقام كميل است ، مىگويد : اميرمؤمنان شبى از مسجد كوفه خارج شده بهسوى خانهء خود مىرفت ، كميل بن زياد از شيعيان خوب و دوستان آن حضرت با او بود . . . . « 1 »
شيخ مفيد در كتاب اختصاص مىگويد او از پيشگامان مقرب نزد اميرمؤمنان على عليه السلام بود . « 2 »
كوتاه سخن اينكه قراين و شواهد فراوانى بر جلالت مقام كميل داريم كه كيفيت شهادتش نيز يكى از آن شواهد مهم است .
مرحوم مفيد در ارشاد مىگويد : هنگامى كه حجاج زمامدار ( كوفه ) شد به سراغ كميل بن زياد فرستاد و او فرار كرد . حجاج حقوق اقوام و بستگان او را از بيتالمال قطع كرد . هنگامى كه خبر به كميل رسيد گفت : من پيرمردى هستم كه عمرم رو به پايان است سزاوار نيست اقوام و بستگان من از حقشان محروم شوند . از مخفيگاه بيرون آمد و نزد حجاج حاضر شد . حجاج گفت : من دوست داشتم كه تو را پيدا كنم ( چه بهتر كه خودت آمدى ) . . . مىدانم كه تو جزو قاتلان عثمان بودى . دستور داد گردنش را زدند . در اين حديث آمده است كه اميرمؤمنان على عليه السلام پيش از اين به او خبر داده بود كه به دست حجاج شهيد مىشود . « 3 »
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 33 ، ص 399
( 2 ) . معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 128
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 42 ، ص 148