چون دين و آيين شما را دگرگون كرده و هنگامى كه به او گفتند : چه مىگويى در حالى كه پسرت بر در خانهء عثمان ايستاده ، از او دفاع مىكند . او گفت :
من ناراحت نمىشوم اگر عثمان را بكشند هرچند قبل از او پسرم هم كشته شود . « 1 »
امام عليه السلام بارها در خطبهها يا نامههاى نهجالبلاغه اشاره به بهانهجويى رسواى طلحه و زبير در مسألهء قتل عثمان مىكند و آنها را از شركاى قتل مىشمارد ؛ چيزى كه در تواريخ نيز صريحا آمده است .
قابل توجّه اينكه ابن قتيبه در الامامة والسياسة نيز چنين آورده : هنگامى كه عايشه در بصره خطبه مىخواند و آنها را به خونخواهى عثمان تشويق مىكرد ، مردى از بزرگان بصره برخاست و نامهاى نشان داد كه طلحه جهت تشويق به قتل عثمان براى او نوشته بود . آن مرد در آن مجلس خطاب به طلحه كرد و گفت : اين نامه را قبول دارى ؟ طلحه گفت : آرى . آن مرد گفت : پس چرا ديروز ما را به قتل عثمان تشويق مىكردى و امروز به خونخواهى او دعوت مىكنى ؟ طلحه در پاسخ او ( به عذر واهى و مضحكى توسل جست و ) گفت : عدهاى به ما ايراد كردند كه چرا به يارى عمثان نشتافتيد ما هم جبران آن را در اين ديديم كه به خونخواهى او قيام كنيم . « 2 »
اين جمله نيز از عايشه معروف است كه با صراحت دستور قتل عثمان را به مردم داد و گفت :
« اقْتُلُوا نَعْثَلًا قَتَلَ اللَّهُ نَعْثَلا ؛
نعثل را بكشيد خدا نعثل را بكشد » . « 3 » منظور او از « نعثل » عثمان بود كه شباهتى به نعثل يهودى داشت كه ريش بلندى داشت .
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 9 ، ص 36
( 2 ) . الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 88
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 31 ، ص 484