ديگرى بوده ) بنابراين بر او واجب است دليل روشنى بر اين ادعاى خود بياورد و گرنه بايد در آن چيزى كه از آن خارج شده بازگردد و به بيعت خود وفادار باشد » .
در ادامه براى تأكيد بيشتر مىافزايد : « هيچگاه نبايد قرار گرفتن در تنگناها بهسبب الزامهاى پيمان الهى تو را وادار سازد كه براى فسخ آن از طريق ناحق اقدام كنى » ؛
( وَلَا يَدْعُوَنَّكَ ضِيقُ أَمْرٍ ، لَزِمَكَ فِيهِ عَهْدُ اللَّهِ ، إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ )
. ممكن است گاهى عمل به عهدنامهاى واقعا مشكل آفرين باشد و مسلمانان را در تنگناها قرار دهد ؛ ولى تحمل اين مشكلات بر شكستن پيمان كاملًا ترجيح دارد .
آنگاه امام عليه السلام به ذكر دليل آن مىپردازد و مىفرمايد : « زيرا شكيبايى تو در تنگناى پيمانها كه ( به لطف خداوند ) اميد گشايش و پيروزى در پايان آن دارى بهتر از پيمانشكنى و خيانتى است كه از مجازات آن مىترسى . همان پيمانشكنى كه سبب مسئوليت الهى مىگردد كه نه در دنيا و نه در آخرت نمىتوانى پاسخگوى آن باشى » ؛
( فَإِنَّ صَبْرَكَ عَلَى ضِيقِ أَمْرٍ تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَفَضْلَ عَاقِبَتِهِ ، خَيْرٌ مِنْ غَدْرٍ تَخَافُ تَبِعَتَهُ ، وَأَنْ تُحِيطَ بِكَ مِنَ اللَّهِ فِيهِ طِلْبَةٌ « 1 » ، لَاتَسْتَقْبِلُ
فِيهَا دُنْيَاكَ وَلَا آخِرَتَكَ )
. اشاره به اينكه مشكلات آخرت در برابر مشكلات دنيا قابل مقايسه نيست و خشم پروردگار با هيچ چيز قياس نمىشود ، بنابراين بايد تنگناها و مشكلات پيمانى كه بسته شده تحمل شود و بايد از پيمانشكنى كه مجازات الهى را در پى دارد پرهيز كرد كه نه تنها مجازات الهى را در پى دارد ، بلكه در دنيا نيز اسباب سرشكستگى و بىاعتبارى است .
نمونهء روشن اين مطلب حادثهاى است كه بعد از عهدنامهء صلح حديبيه اتفاق
هامش
( 1 ) . « طِلبَة » اسم مصدر و به معناى مطلوب است