نظر دارند » ؛
( فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً ، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ )
. اشاره به اينكه همهء مردم جهان در طول تاريخ وفاى به عهد و پيمانها را كه در ميان كشورها و قبائل بسته مىشود لازم شمرده و مىشمرند و مخالفت با آن را ننگ مىدانند ، هرچند نمونههايى از پيمانشكنى در گذشته و حال داشتهايم ؛ ولى پيمانشكنان هم اصرار داشتهاند كار خود را بهنوعى توجيه كنند كه رنگ پيمانشكنى به خود نگيرد تا مورد نكوهش همگان واقع نشوند .
آنگاه به سراغ دليل ديگرى رفته مىفرمايد : « حتى مشركان زمان جاهليت - علاوه بر مسلمين - آن را مراعات مىكردند ، چرا كه عواقب دردناك پيمانشكنى را آزموده بودند » ؛
( وَقَدْ لَزِمَ ذَلِكَ الْمُشْرِكُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا « 1 » مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ )
. مىدانيم عرب در زمان جاهليت تقريبا از تمام ارزشهاى اخلاقى و انسانى دور افتاده بود ؛ غارتگرى و كشتار را جزء افتخارات خود مىشمرد ؛ ولى با اين حال اگر عهد و پيمانى از سوى قبيلهاى با قبيلهء ديگرى بسته مىشد حتى الامكان آن را محترم مىشمرد و پيمانشكنى را گناه بزرگى مىدانست .
در اسلام نيز مسألهء وفاى به عهد در برابر دوست و دشمن يكى از اصول مسلّم است .
در حديثى مىخوانيم شخصى از محضر امام سجاد عليه السلام سؤال كرد و گفت :
« أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ الدِّينِ ؛
تمام اصول اساسى دين را براى من بيان فرما » .
امام عليه السلام فرمود :
« قَوْلُ الْحَقِّ وَالْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَالْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ ؛
سخن حق و حكم به
هامش
( 1 ) . « اسْتَوْبَلُوا » از ريشهء « استيبال » به معناى آزمودن گرفته شده و ريشهء اصلى آن « وَبْل » بر وزن « نقل » به معناى بارش شديد باران است و چون چنين بارشى مشكلاتى ايجاد مىكند اين واژه در مورد ضرر و زيان و امتحانات سخت به كار رفته است