و داستان او با برادرش عقيل معروف است . و همچنين نامه اى كه براى عثمان بن حنيف نوشت و به علت انحراف كوچك او از مسير حق ، شديدا وى را سرزنش فرمود .
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : اميرمؤمنان به عمر بن خطاب چنين فرمود :
« ثَلَاثٌ إِنْ حَفِظْتَهُنَّ وَعَمِلْتَ بِهِنَّ كَفَتْكَ مَا سِوَاهُنَّ وَإِنْ تَرَكْتَهُنَّ لَمْ يَنْفَعْكَ شَيْءٌ سِوَاهُنَّ ؛
سه چيز است اگر آنها را حفظ كنى و به آنها عمل نمايى تو را از غير آن بىنياز مىكند و اگر آنها را ترك گويى چيزى غير از آن تو را سودى نمىبخشد » .
عمر گفت :
« وَمَا هُنَّ يَا أَبَا الْحَسَنِ ؛
اى ابو الحسن ! آن سه چيز چيست ؟ »
امام فرمود :
« إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى الْقَرِيبِ وَالْبَعِيدِ وَالْحُكْمُ بِكِتَابِ اللَّهِ فِي الرِّضَا وَالسَّخَطِ وَالْقَسْمُ بِالْعَدْلِ بَيْنَ الْأَحْمَرِ وَالْأَسْوَدِ ؛
اجراى حد دربارهء نزديكان و دوران ( به طور يكسان ) و حكم بر طبق كتاب خدا در حالت خشنودى و غضب و تقسيم عادلانه در ميان سفيد و سياه » .
عمر گفت :
« لَعَمْرِي لَقَدْ أَوْجَزْتَ وَأَبْلَغْتَ ؛
به جانم سوگند كه مختصر گفتى و حق مطلب را ادا كردى » . « 1 »
تعبير امام به
« فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذَلِكَ مَحْمُودَةٌ »
اشاره به اين است كه رعايت عدالت و عدم تبعيض در ميان نزديكان و غير آنها در دنيا عاقبت نيكى دارد ، زيرا سبب اطمينان و خشنودى تودهء مردم و همراهى آنها با حكومت مىشود و در آخرت نيز ثواب نيكوكاران و مجاهدان را در بر دارد .
آنگاه امام سومين دستور مهم را صادر مىفرمايد كه بسيارى از مشكلات حكومت را كم مىكند . مىفرمايد : « هرگاه رعايا نسبت به تو گمان بىعدالتى ببرند عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان بگذار و با بيانِ عذر خويش گمان آنها را
هامش
( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 227 ، ح 7