مىفرمايد : « اگر اين قرآن از ناحيهء غير خدا بود اختلافات بسيارى در آن مىيافتند » .
شرح و تفسير
اين اختلافات قابل توجيه نيست
امام در اين بخش از سخنانش به يك استدلال متين و محكم براى ابطال مسألهء اجتهاد به رأى و تصويب آراى مجتهدين و به تعبير سادهتر قانونگذارى فقها دست زده و با يك تقسيم دقيق كه بر پنج پايه قرار گرفته ، تمام راههاى فرار را بر آنها مىبندد ، و نادرستى اين طرز فكر را به روشنترين بيان تبيين مىكند .
نخست مىفرمايد : « سرچشمهء اين همه اختلاف آراى آنها در مسائل فقهى چيست ؟ « آيا خداوند سبحان به آنها دستور اختلاف و پراكندگى داده است و آنها اطاعت فرمان او كردهاند ! » ( أ فامرهم اللّه سبحانه بالاختلاف فاطاعوه ) .
به يقين چنين چيزى امكانپذير نيست چرا كه خداوند واحد و يكتا هميشه دعوت به وحدت و يگانگى مىكند و از تفرقه و پراكندگى بر حذر مىدارد ، اوست كه در قرآن مجيدش مىفرمايد :
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا »
، همگى به ريسمان ( محكم ) الهى چنگ زنيد و متفرق نشويد » . « 1 » بنا بر اين اختلاف حتما از جاى ديگرى سرچشمه مىگيرد و لذا در دوّمين مرحله مىفرمايد : « يا اين كه خداوند آنها را از اختلاف برحذر داشته و آنها عصيان نمودهاند ! » ( ام نهاهم عنه فعصوه ) .
به يقين يكى از سرچشمههاى اصلى اختلاف همين است ، ولى قضاتى كه در
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 103 .