شرح و تفسير
جاهلان عالمنما !
امام ( ع ) بعد از توصيف جامعى كه در بارهء گروه اوّل بيان فرمودند به اوصاف گروه دوّم مىپردازد و از كسى سخن مىگويد كه در جهل و نادانى غوطهور است ، ولى خود را دانا مىپندارد و بىآن كه اسباب بزرگى آماده كند تكيه بر جاى بزرگان مىزند .
در مرحلهء اوّل پنج صفت براى چنين كسى بيان مىكند .
نخست اين كه « او مردى است كه انبوهى از جهل و نادانى را در خود جمع كرده است » ( و رجل قمش جهلا ) .
با توجّه به تعبيراتى كه ارباب لغت در معنى قمش ذكر كردهاند كه آن را به معنى جمع و جور كردن اشياى پراكنده و بدون تناسب و نيز اشياى بىارزش يا كم ارزش دانستهاند ، نكتهء اين تعبير در كلام امام ( ع ) به خوبى روشن مىشود كه اين نادانهاى عالمنما به دنبال شبه معلوماتى مىروند كه نه ارزشى دارد و نه تناسب منطقى در جمع آن ديده مىشود .
مرحوم « علامهء خويى » در شرح اين كلام مىگويد : منظور اين است كه مطالبى را از دهان اين و آن و از روايات غير معتبر و از طريق قياس و استحسان و منابعى از اين قبيل ، جمعآورى مىكند ( كه حجمش زياد امّا ارزشش بسيار كم يا بىارزش است ) .
در دوّمين توصيف مىفرمايد : « او با سرعت در ميان مردم نادان به هر سو مىشتابد ( تا مريدان و يارانى از جنس خود بر گرد خويش جمع كند . ) » ( موضع « 1 » في
هامش
( 1 ) « موضع » از مادهء « ايضاع » به معنى سرعت در حركت است ( و با اين كه از باب افعال است معنى لازم دارد نه متعدّى ) و در اين جا اشاره به حركت سريع جاهلان عالمنما در ميان قشر جهّال است .