در پايان خطبه ، امام ( ع ) از اين گونه افراد كه به قرآن مجيد پشت كرده و معروف در نظرشان منكر ، و منكر در نظرشان معروف است به خدا شكايت مىكند .
بنا بر اين ، خطبه در سه بخش خلاصه مىشود : بخش اوّل و دوّم ، توصيف اين دو گروه گمراه است ، و بخش سوّم ، مشتمل بر شكايت به خداوند از آنها و امثال آنان است .
شرح و تفسير
منفورترين خلايق چه كسانى هستند ؟
امام ( ع ) در اين بخش از كلامش ، نخست به تقسيم كردن مبغوضترين خلايق خداوند به دو گروه پرداخته ، مىفرمايد : « دو نفر در پيشگاه خداوند از همهء مخلوقات الهى مبغوضتر و منفورترند » ( انّ ابغض الخلائق الى اللّه رجلان ) .
بديهى است حبّ و بغض به آن گونه كه در انسانهاست در مورد خداوند مفهوم ندارد ، زيرا اين حبّ و بغض از قبيل حالات و دگرگونيهايى است كه در روح و جان انسان بر اثر تمايل و نفرت نسبت به امورى پيدا مىشود ، امّا در مورد خداوند حبّ به معنى مشمول رحمت ساختن و بغض به معنى دور نمودن از رحمت است .
سپس به توصيف گويايى از گروه اوّل ، يعنى حاكمان يا عالمان هواپرست مىپردازد ، و قبل از هر چيز به ريشهء اصلى بدبختى آنها اشاره كرده ، مىفرمايد :
« او كسى است كه خداوند وى را به حال خود واگذارده است ! » ( رجل وكله اللّه الى نفسه ) .
تمام ممكنات و از جمله انسانها آن چنان به ذات پاك خدا وابستهاند كه اگر لحظهاى رابطهء آنان از او قطع شود همگى فانى و نابود مىشوند . توجّه به اين