هر انسانى اختيارى است نه اجبارى . اين انسانها هستند كه به او چراغ سبز نشان مىدهند و جواز ورودش را در كشور وجود خويش صادر مىكنند ، مىفرمايد :
« ( اين زشت سيرتان ) شيطان را ملاك و اساس كار خود قرار دادند » ( اتّخذوا الشّيطان لامرهم ملاكا ) « ملاك » از مادهء « ملك » به معناى اساس و پايهء چيزى است .
مثلا گفته مىشود قلب ملاك تن است يعنى قوام و اساس آن را تشكيل مىدهد .
اين همان چيزى است كه در قرآن مجيد به روشنى به آن اشاره شده ، مىفرمايد :
« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ »
، او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مىكنند تسلّطى ندارد ، تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند و كسانى كه به وسيلهء او شرك مىورزند ( و به فرمانهايش به جاى فرمان خدا گردن مىنهند ) » . « 1 » بنا بر اين ، كلام مزبور همانند آيات قرآن ، پاسخى است به كسانى كه در مورد سلطهء شيطان بر بنى آدم خرده مىگيرند كه چگونه خداوند اين موجود خطرناك را بر نوع انسان مسلّط ساخته و در عين حال از آنها مىخواهد پيروى شيطان نكنند . اين سخن مىگويد : شيطان از ديوار و پشت بام وارد نمىشود ، بلكه در مىزند هر كس در را به روى او گشود ، وارد خانهء دلش مىشود و آن كس كه در را نگشايد ، باز مىگردد .
درست است كه او به هنگام در زدن اصرار مىورزد و پافشارى مىكند ، ولى در برابر او فرشتگان الهى نيز هشدار مىدهند و امدادگرى مىكنند .
در مرحلهء دوّم مىفرمايد : « ( بعد از اين انتخابى كه از سوى گمراهان انجام مىشود ، شيطان نيز انتخابى مىكند و آن اين كه ) آنها را به عنوان دامها ( يا شريكان )
هامش
( 1 ) سورهء نحل ، آيات 99 و 100 .