پاسدارى كند )
« فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ »
. « 1 » در حقيقت اين ميراث متعلق به همهء امّت است ولى در اختيار امام و جانشين پيامبر ( ص ) قرار داده شده است .
در مورد كتب آسمانى مىخوانيم :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا »
، سپس كتاب ( آسمانى ) را به گروهى از بندگان برگزيدهء خود به ميراث داديم . » « 2 » و از همين نظر در حديث مشهور نبوى آمده است : « العلماء ورثة الانبياء ، دانشمندان وارثان پيامبرانند » . « 3 » شاهد اين سخن تاريخ گوياى زندگى على ( ع ) است ، او عملا نشان داد كه هيچ گونه دلبستگى به مال و مقام ندارد و خلافت را - بدون انجام وظايف الهى - همانند كفش كهنهء بىارزش ، يا آب بينى حيوانى مىدانست ، چگونه ممكن است براى از دست رفتن آن چشمى پر خاشاك و گلويى گرفته ، داشته باشد ؟
بعضى احتمال دادهاند كه منظور از اين « ميراث غارت شده » ، « فدك » باشد كه پيامبر ( ص ) براى دخترش « زهرا » - عليها السّلام - گذارده بود و از آنجا كه مال همسر در حكم مال شوهر است اين تعبير را بيان فرمود ، « 4 » ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد چرا كه در تمام اين خطبه ، سخن از مسألهء خلافت است و اين جمله نيز ناظر به آن است .
3 - امام ( ع ) در گوشهء خانه
هيچ كس نمىتواند ضايعهء عظيمى را كه بر جهان اسلام از نشستن على ( ع ) در گوشهء خانه وارد شد ارزيابى كند . تنها در بعد علمى وقتى به نهج البلاغه نگاه كنيم
هامش
( 1 ) سورهء مريم ، آيهء 5 و 6 .
( 2 ) سورهء فاطر ، آيهء 32
( 3 ) اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 32 و 34 .
( 4 ) منهاج البراعة ، جلد 3 ، صفحهء 45 .