باللّه » خليفهء عبّاسى رياست طالبيين ، سرپرستى حاجيان ( امير الحاج ) و سرپرستى ديوان مظالم را عهدهدار شد ، تا آنكه در 16 محرم سال 403 به ولايت و سرپرستى طالبيين در همه بلاد منصوب گرديد و به عنوان « نقيب النقباء » خوانده شد . « 1 » سيّد رضى همچنان با كفايت و شايستگى خويش مناصب اجتماعى را يك به يك به دست آورد تا آنجا كه در زمان القادر باللّه ، خليفهء عبّاسى ، سرپرستى حرمين شريفين نيز به وى سپرده شد .
شايد نياز به شرح نداشته باشد كه توجّه دستگاه خلافت به مرحوم سيّد رضى و سپردن اين گونه مناصب به آن بزرگوار ، به خاطر نفوذ فوق العادهاى بود كه در ميان بنى هاشم و علويين داشت و بزرگ و معتمد آنها محسوب مىشد . لذا دستگاه خلافت براى ادارهء اين بيوتات شريفه راهى جز اين نداشت كه امثال سيد رضى را برگزيند .
هامش
( 1 ) « نقابت » منصبى بود مردمى كه خواه ناخواه به شخصيّت ممتاز و محبوب و عالم و با تقوا تعلّق مىگرفت و مردم به طور طبيعى به دور او گرد مىآمدند و سرپرستى او را پذيرا بودند و خلفا و سلاطين هم براى كسب وجهه بدان حكم مىدادند ، صاحب اين منصب عهدهدار اين امور بود :
1 - حفظ و نگهدارى آمار خانوادههاى سادات .
2 - مراقبت افراد از نظر آداب و اخلاق .
3 - دور نگهداشتن آنان از مشاغل پست و نامشروع .
4 - ممانعت از بىحرمتى به قانون پيامبر ( ص ) .
5 - جلوگيرى از تعدّى به غير .
6 - احقاق حقوق آنان .
7 - استيفاى حقوق آنان از بيت المال .
8 - مراقبت بر ازدواج زنان و دختران آنان .
9 - اجراى عدالت .
10 - نظارت بر موقوفات . ( الغدير ، جلد 4 ، صفحهء 205 تا 207 ) ( با تلخيص ) .