در نهاد آدمى گذارده است ، در كوهسار وجود آنها معادن گرانبهايى نهفته شده و در دلهايشان انواع بذرهاى گلهاى معطّر معنوى و روحانى و ميوههاى گوناگون فضايل انسانى پاشيده شده است . پيامبران ، اين باغبانهاى بزرگ و آگاه الهى ، اين بذرها را آبيارى و بارور مىسازند و اين معدنشناسان آسمانى ، گنجينههاى وجود او را استخراج مىكنند و نعمتهاى خدادادى كه در وجود آنها نهفته است و از قدر و قيمت آن غافلند به آنها يادآورى مىكنند ، مىفرمايد : « ليستادوهم ميثاق فطرته و يذكّروهم منسىّ نعمته . . . و يثيروا لهم دفائن العقول » .
بنا بر اين پيامبران چيزى به انسان نمىدهند كه در او نبوده است ، بلكه آنچه دارد پرورش مىدهند و گوهر وجود او را آشكار مىسازند كه به گفتهء شاعر :
گوهر خود را هويدا كن ، كمال اين است و بس ! خويش را در خويش پيدا كن ، كمال اين است و بس ! حتّى بعضى معتقدند تمام تعليماتى كه به انسانها داده مىشود عنوان يادآورى دارد ، چرا كه ريشهء علوم در درون جان انسانها نهفته است و معلّمان - اعم از پيامبران و پيروان خط آنها - با تعليمات خويش ، آنها را از درون جان انسان ظاهر مىكنند گويى علوم همچون منابع آبهاى زيرزمينى هستند كه با حفر چاهها ، بر سطح زمين جارى مىشوند .
تعبير به « تذكّر » در آيات قرآن ( مانند :
« لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ »
،
« وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ »
و . . . ) نيز مىتواند گواهى بر اين معنا باشد .
اين بحث دامنهء وسيعى دارد كه اين جا جاى شرح آن نيست .
2 - حوادث بيدارگر
در كلام فوق نيز اشارهاى به اين معنى شده بود كه پيامبران الهى ، علاوه بر تعليم معارف الهيّه و نشان دادن آثار عظمت پروردگار در عالم هستى ، انسانها را به