مجيد است كه راه معرفة اللّه را بر ما گشوده است .
اين سخن را با تعبير رساى ديگرى از نهج البلاغه پايان مىدهيم ، مىفرمايد :
« لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته فهو الّذى تشهد له أعلام الوجود على إقرار قلب ذي الجحود تعالى اللّه عمّا يقول المشبّهون به و الجاحدون له علوّا كبيرا ، عقول و خردها را بر كنه صفاتش آگاه نساخت و ( با اين حال ) آنها را از مقدار لازم معرفت و شناخت خود را بر كنه صفاتش آگاه نساخت و ( با اين حال ) آنها را از مقدار لازم معرفت و شناخت خود باز نداشته است ، هم اوست كه نشانههاى هستى ، دلهاى منكران را به اقرار بر وجودش واداشته است .
( آرى ) او بسيار برتر است از گفتار تشبيه كنندگان ، يعنى آنها كه او را به مخلوقاتش تشبيه مىكنند و منكران ( آنها كه يا ايمان به او ندارند و يا شناخت او را غير ممكن مىپندارند ) » . « 1 » بهترين تعبير براى يافتن خط مستقيم معرفت و شناخت خدا كه در ميان افراط و تفريط ( تشبيه و تعطيل ) است ، همان است كه در بالا فرموده است .
در بارهء چگونگى صفات خداوند و مسير صحيح معرفت آنها تعبيرات بسيار رسا و گويا در سطوح بسيار بالا ، در خطبههاى ديگر نهج البلاغه آمده است كه مكمّل چيزى است كه در خطبهء مورد بحث آمده و به خواست خدا شرح آنها در جاى خود خواهد آمد .
3 - نفى حدوث ذاتى و زمانى از ذات پاك او
از تعبيراتى كه در اين فراز آمده ، استفاده مىشود كه ذات پاكش نه حدوث ذاتى دارد و نه حدوث زمانى . منظور از حدوث زمانى آن است كه چيزى در پهنهء زمان به وجود آيد و يا به تعبير ديگر زمانى بگذرد كه موجود نباشد و سپس موجود
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 49 .