كالبدشكافى و تشريح
سؤال 1750 - يكى از وظايف پزشكى قانونى تشخيص و تعيين علّت تامّه مرگ امواتى مىباشد كه بنا به دلايلى از جمله بيم وقوع و يا وقوع جنايت ، بايد علّت تامّه مرگ آنان براى محاكم قضايى روشن گردد و در اكثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علّت فوت ، فقط با كالبدشكافى مقدور مىباشد و با اين اقدام است كه خيلى از جنايات به وقوع پيوسته كشف گرديده و از پايمال شدن خون بناحق ريخته مقتولين جلوگيرى به عمل مىآيد . حال با عنايت به مطالب فوق ، نظر مبارك خويش را در خصوص مسائل زير مرقوم فرماييد :
الف ) با توجّه به اين كه انجام عمل كالبد شكافى راهى است براى كشف حقيقت و احقاق حقّ اولياى دم ، آيا انجام اين عمل شرعاً جايز است ؟
ب ) بر فرض جايز بودن ، آيا رضايت اولياى دم براى انجام عمل كالبد شكافى شرعاً لازم است ؟ در صورتى كه شرط باشد ، اگر بعضى از اولياى دم راضى و بعضى ناراضى باشند ، شرعاً چه حكمى دارد ؟
ج ) آيا براى انجام عمل كالبد شكافى ، تشخيص پزشكى قانونى مىتواند جواز شرعى باشد ، يا علاوه بر آن درخواست مقام قضايى نيز در اين خصوص لازم است ؟
د ) با فرض شرط بودن رضايت اولياى دم در جواز شرعى انجام كالبدشكافى ، آيا در صورت درخواست مقام قضايى بازهم رضايت اولياى دم شرط است ؟
جواب : چون شارع مقدّس راضى به هدر رفتن و پايمال شدن خون مسلمان نيست ، در اين گونه موارد بر حاكم شرع لازم است امر به كالبدشكافى كند تا مشكل حل شود . و در اين صورت بر متخصّص اين امر جايز بلكه واجب است اطاعت كند و در چنين فرضى بر ورثه نيز لازم است رضايت دهند .
سؤال 1751 - كالبدشكافى در مرگهاى مشكوك براى تشخيص جرم چه حكمى دارد ؟