تنگناى شديد روحى قرار دهد ، عسر و حرج ثابت است و حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد .
سؤال 1147 - من زن دوّم شوهرم مىباشم . پس از اين كه زن اوّل ايشان فوت كرد من با ايشان ازدواج كردم ، ايشان از زن اوّل چهار پسر و دو دختر و از من يك پسر دارد ، من از داشتن شش بچّه ايشان باخبر بودم . لذا تمام اقوام با ازدواج ما مخالف بودند و مرا تحقير مىكردند .
الآن هفت سال است كه من از شوهرم دور هستم و با اجازه او در يك بيمارستان عربستان سعودى مشغول پرستارى هستم . در طول هفت سال كه من زحمت كشيدم و پول به دست آوردهام شوهرم آن را بدون اجازه من صرف جهيزيّه دخترش كرد . اين بار كه به هندوستان رفته بودم بر سر قضيّه پول دعوا شد و من مطالبه طلاق كردم ، ولى ايشان طلاق نمىدهد در حالى كه سنّ من با ايشان تفاوت زياد دارد و من نمىتوانم با ايشان زندگى كنم . آيا من حقّ طلاق يك جانبه را دارم ؟
جواب : هرگاه شوهر حاضر باشد به وظايف خود طبق عقدنامهاى كه با شما داشته عمل كند حقّ طلاق يك جانبه را نداريد ، ولى اموالى را كه از شما بدون اجازه برده بايد بطور كامل برگرداند .
سؤال 1148 - پسرى ، دخترى را به عقد نكاح دائم خويش درمىآورد ، بعد از يك ماه با همديگر اختلاف پيدا مىكنند و در نتيجه اختلاف ، مدّت 6 سال در حال عقد مىمانند و پس از آن پسر با دختر ديگرى ازدواج مىكند . در ضمن جلسهاى در حضور ريشسفيدان و با تصويب آنها پسر علاوه بر اخذ مهر حاضر ، با گرفتن مبلغ 000 / 300 تومان ( كه مجموعاً 000 / 700 تومان مىشود ) راضى به طلاق مىشود ، امّا در برگه صورت جلسه طلاق اين شرط قيد مىشود كه دختر مزبور پس از طلاق نمىتواند با فلان شخص ازدواج كند و دختر كه صورت جلسه را امضا كرده است در آن زمان به اين شرط توجّه نداشته است . اين شرط از نظر شرعى چگونه است ؟
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٤