مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در او باشد ، امّا چون اين جرّاحى نياز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مانند آنچه ذكر كردهايد مجاز است .
مسائل متفرّقه پزشكى
سؤال 1546 - در برخى بيماريها مثل نارسايى كليه با اطمينان مىتوان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد امّا در خيلى از موارد به علّت شكى كه در اصل بيمارى و يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى بيماريها و به خاطر عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى ، پزشك واقعاً نمىداند روزه را به بيمارى توصيه كند يا خير ، در اين صورت وظيفهء پزشك چيست ؟ آيا در صورت توصيه يا عدم توصيه به روزه مسئول است ؟
جواب : اين مسأله دو صورت دارد : گاه براى طبيب خوف ضرر حاصل مىشود يعنى احتمال قابل توجّهى نسبت به زيان داشتن روزه براى او حاصل مىشود در اينجا مىتواند همان را به بيمار منتقل كند ، چنانچه بيمار از قول طبيب خوف ضرر پيدا كند روزه را ترك مىكند . صورت دوّم آن است كه احتمال ضعيف و كم رنگى باشد در اين جا نمىتواند به بيمار توصيه ترك روزه كند .
سؤال 1547 - آيا تزريق آمپولهايى كه جهت بىحسى ، كاهش درد ، كشتار ميكروبها و . . . به كار مىروند در صورتى كه هيچ خاصيّتى در جهت رساندن ويتامين يا موادّ غذايى به بدن نداشته باشند ، مبطل روزه مىباشد ؟
جواب : تفاوتى ميان آمپولهاى دارويى و غذايى و سرمها ( و به طور كلّى آمپولهايى كه در كلّ بدن اثر مىگذارد ) نيست و همه اينها بنابر احتياط واجب براى روزهدار اشكال دارد ولى آمپولهاى موضعى كه براى بىحسى يا غير آن استفاده مىشود اشكال ندارد .