به علاوه ادلّهاى كه مىگويد در جائفه و منقله و مأمومه قصاص نيست زيرا موجب خطر است ، شامل مفروض بحث نيز مىشود .
ب ) هرگاه خطرى براى طرف مقابل نداشته باشد ولى تفاوت بدن آن دو ، به قدرى باشد كه عمق يك سانتىمتر در بدن يكى ، مساوى سه سانتىمتر در بدن ديگرى است در اينجا رعايت عمق نبايد بشود زيرا اوّل اين كه مماثلت عرفيّه كه اساس ، در ادلّه قصاص است حاصل نيست چه اين كه فى المثل عمق سه سانتىمتر در فرد لاغر به استخوان مىرسد در حالى كه در فرد چاق يك جراحت سطحى حساب مىشود . بنابراين مشمول مساوات در ادلّه قصاص نيست و روايت خاصى كه دلالت بر مساوات در عمق كند نيز وجود ندارد و دوّم اين كه طبق رواياتى كه در شجاج يا مطلق جروح آمده ، معيار در عمق ، صدق اسم است ( جائفه ، داميه ، باضعه ، سمحاق ، موضحه و . . . ) و مىدانيم صدق اين نامها نسبت به اشخاص چاق و لاغر از نظر عمق يكسان نيست .
ج ) اين مسأله از نظر طول و عرض نيز قابل تأمل است ، اگر فرضاً كسى بازوى كوچكى دارد كه طول و عرضش بسيار كم است و به عكس بازوى ديگرى طول و عرضش چند برابر اوست ، حال اگر جراحتى بر بازوى شخص بزرگتر وارد شود كه تنها كمتر از نيمى از بازوى او را فراگيرد و اين جراحت از نظر طول تمام بازوى مجرم را فرامىگيرد ، در اينجا نيز دليل قانع كنندهاى بر مماثلت طول و عرض نيست بلكه مقتضاى مفهوم قصاص و اطلاق مماثلت در آيه شريفه 194 سوره بقره
( فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ )
مماثلت نسبيّه است ( آن گونه كه در بالا گفته شد ، نه مماثلت در طول و عرض كه گاهى تمام بازوى يك نفر را فرامىگيرد ) .
قسامه
سؤال 1268 - چنانچه شخصى با اجراى مراسم قسامه به قصاص محكوم شود ، در