باشيم ، خدا را به رحمت او سوگند مىدهم ، كه به زودى من و تو را از اين بلاها نجات دهد و سعادتمند گرداند ، والسلام عليكم » . « 1 »
آرى پرهيزگاران واقعى زندگى تلخ خود را با صبر شيرين مىكنند و با واگذارى انتقام به خداوند به آن آرامش مىبخشند .
مرحوم الهى ، در ذيل اين فراز « و ان بغى عليه صبر حتى يكون اللّه هو الذى ينتقم له » چنين گويد :
شكيبد گر ز مردم بيند استم * كه خواهد داد او سلطان عالم
كه چون قهرش ستمگر را زبون كرد * بسا طش همچو گردون سرنگون كرد
ستمگر را به كيفر دست بندد * كه به روى ابر گريد برق خندد
جهان دار المجاز است هشدار * چو گردون زير دستان را ميازار
بترس از برق آه بى گناهى * كه سوزد آهى از مه تا به ماهى
رقيب ارجور كرد اى جان صبورى * كه شد بيداد را كيفر ضرورى
جفا بينى وفا كن ايزدى هست * كه گر از پا درافتى گيردت دست
* * *
دو گونه است اين سخن هشدار و بنيوش * يكى گوهر بر از گنجينه هوش
ستم بر شخص اگر رفت از ستمكار * روا باشد كه بگذارد به دادار
وگر بر خلقى آن جور افكند تير * دليرى شخص را بايست چون شير
كه بخشايش ستم بر ديگران را * قوى پنجه كندا ستمگران را
ستمگر را قوى سر پنجه كردن * ضعيفان را بود دل رنجه كردن
* * *
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 236 و 237 ، به نقل از مرد خسيس ، صفحات 206 تا 211 . .