لِلّه يوماً يَخْسُرُ فيه المُبْطِلُون » :
« براى خداوند روزى است كه افراد ياوهگو در آن روز در خسران و زيانند ! » « 1 »
مولى على ( عليه السلام ) در جمله بسيار جالبى مىفرمايند :
« وَقِّرُوا انْفُسَكِم عَنِ الفُكاهات و مَضاحِكِ الحكايات و محالّ التُّرَّهات » :
« وقار خود را نسبت به فكاهيات و حكايات خندهآور و محلهائى كه سخنان باطل گفته مىشود حفظ كنيد » « 2 » و با زيادهروى در اينها شخصيت خود را خدشهدار مگردانيد .
مرحوم الهى ، در ذيل اين فراز
« و ان ضحك لم يعل صوته »
چنين مىسرايد :
وگر خندد چو گل خندد در اين باغ * نه آشوب افكند در باغ چون زاغ
غنچه لب گشايد در تبسّم * كه آرد بلبلان را در ترنّم
كه لبخند نهان خوش چون ربا بست * چو خنده صبحدم كز آفتابست
لب خندان خوش است اما نه چندان * گل از خنده خزان گرد ببستان
بخند اى نازنين ليك بينديش * كه لبخند فزون دل را كند ريش
ببين در قهقهه كبك خرامان * كه چشم باز بر وى گشت خندان
حكايت
شنيدم طرفه كبك كوهسارى * خرامان بود چون زيبا نگارى
به خنده كوه را رقصان همى خواست * نشاطش مىفزود و غصّه مىكاست
به دشت از قهقهه آن كبك دلشاد * ز بالا ، شاهبازى ديده بگشاد
گرفت آن كبك خندان را به چنگال * ز بهر طعمه بشكستش پر و بال
مبادا ناگهان باز شكارى * كند بازى به كبك كوهسارى
در اين محفل تو چون شمع اى خردمند * به جان سوز و به لب آهسته مىخند
كه مىترسم ز لبخند فزونت * فلك چون غنچه سازد غرق خونت
هامش
( 1 ) . تنبيه الخواطر ، جلد 4 ، صفحه 537 .
( 2 ) . غررالحكم ( روايات ديگرنيز درباره ضحك در ميزان الحكمه ، باب « ضحك » ، جلد 5 ، صفحه 479 تا 486 آورده شده ، مىتوانيد مراجعه نمائيد ) . .