تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
* * *
نكوئى كن تو نيز اى مرد هشيار * بگرد شرّ ، مگرد انديش بسيار چنان شود كز تو جز خوبى نبينند * جهانى غير محبوبى نبينند ز تو چون خير دارد گيتى اميد * به خوبى تو گردد ماه و خورشيد شتابد گردش گردون به كامت * شود مه مشترى انجم غلامت به هر آئينه سازد خوب رويت * كه نيك و بدهمى بيند نكويت نيازارد به جور اين آسمانت * نگه دارد ز اطوار زمانت نكو شو گر نكوئى دارى اميد * كه بايد بد كند بهرام و ناهيد چو آن نيكو نهادان پاكدين باش * ز زشتى دور و با خوبى قرين باش بدان خوبى كه خورشيد سپهر است * كه با سرتاسر گيتى به مهر است ز خير انديشى انسان باش بارى * كه جز خير از تو نبود انتظارى ز شر آن سان منزّه دار خود را * كه ايمن سازى از خود نيك و بد را
* * *