و بر ماده آن افزايد و سبب ازدياد آن شود ، پس از اين سبب است كه انسان در اين حال از رشد و هدايت باز مىماند .
پس از آن فرمايد : و امّا بقراط ( حكيم ) گويد كه من از كشتىاى كه دچار بادها و طوفانهاى سخت شود و آن را موجهاى دريا متلاطم سازد ، اميدوارترم از شخص غضبناك برافروخته ، زيرا ممكن است كشتى را در اين حال ، ملّاحان با لطائف الحيل به ساحل نجات هدايت كنند و امّا نفس وقتى آتش در آن شعلهور گردد ، اميد نجات براى او نيست . . . زيرا كه هر چه حيله به خرج دهى از قبيل مواعظ و نصائح و هر چه با او فروتنى و زارى نمائى بر شعله و مايه آن افزايد . « 1 »
قوه غضب در اصل يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است كه بوسيله آن انسان مىتواند بقاى خود را حفظ كند و مدخليتى بزرگ در تشكيل مدينه فاضله و نظام برتر دارد .
اين قوه مايه اشدّاء على الكفار : « 2 » است كه از اوصاف مؤمنين است ، اشتباه كردند كسانى كه فكر كردند ، بايد قوه غضبيه كشته شود و خاموش كردن آن از كمالات و معارج نفس است ، آنها از مقام اعتدال و حدّ كمال غافلند ، نفهميدند كه در جميع سلسله حيوانى خداوند اين قوه را عبث و بيهوده نيافريده است ، اين سرمايه زندگانى را بىجهت نداده است ، جهاد با دشمنان دين و دفع دشمن از مال و ناموس و ديگر نواميس مبتنى بر اين قوه است .
آنچه مذمت شده ، جنبه افراط آن است كه امام صادق ( عليه السلام ) از رسول گرامى ( صلى الله عليه و آله ) نقل كردند :
« الغضب يُفْسِدُ الايمان كما يُفْسد الخَلّ العَسَل » :
« غضب ايمان را فاسد مىكند ، چنان كه سركه عسل را » . « 3 » امام باقر ( عليه السلام ) نيز فرمودند : « اين غضب تكه آتشى از
هامش
( 1 ) . چهل حديث امام خمينى ، صفحه 114 - 113 .
( 2 ) . سوره فتح ، آيه 29 .
( 3 ) . كافى ، جلد 2 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الغضب ، حديث 1 . .