2 - به منظور لذت بردن از خوراكى با حفظ بهداشت تن ، و در اين مقام هر دو جنبه رعايت مىشود ، و اشخاصى كه اين طور هستند در اثر علوم پزشكى و بهداشتى و يا تجربه مقّيدند كه خوردن و التذاذ از طعام بيش از حدود بهداشتى نباشد .
3 - به منظور حفظ روحانيت و براى توفيق در انجام وظائف الهى ، و در اين مرتبه است كه چهار نوع مزبور متصوّر مىشود و به اختلاف مقامات اصفياء ، اتقياء ، متوكلين ، مؤمنين نيت و مقصود در خوردن متفاوت خواهد شد . « 1 »
در آن كتاب شريف در ادامه رواياتى را از بزرگان دين نقل مىكند كه اشاره مىكنيم : نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « فرزند آدم ظرفى را پر نكرد كه بدتر از شكمش باشد ( زيرا مايه قساوت قلب و بدبختى انسان است ) » حضرت داود ( عليه السلام ) فرمود :
« تَرْكُ لُقْمَة مَعَ الضّرُورَةِ الَيْها أحَبُّ ألَىَّ مِنْ قِيامِ عِشْرينَ لَيلةً » :
« ترك كردن لقمهاى با اين كه نياز به آن است ، محبوبتر است نزد من از عبادت بيست شب » .
آرى اين پيامبر الهى ، به اثر آن لقمه آگاهتر است ، تا ما كه بىخبريم گاه آن لقمه اثرى مىگذارد كه عبادت بيست شب نمىتواند اثر آن را خنثى كند .
رسول گرامى اسلام ( صلى الله عليه و آله ) فرمودند : « مؤمن در يك معده چيزى مىخورد و منافق در هفت معده » . به اصطلاح مؤمن يك شكم مىخورد و منافق هفت شكم ! و اين كنايه از كمخورى مؤمن و پرخورى منافق است .
در حديثى ديگر فرمودند : واى بر مردم از « قَبْقَبَينْ » سؤال شد مراد از دو ( قبقب ) چيست ؟ فرمودند : شكم و فرج ( كه اشاره به شهوت جنسى است ) .
عيسى بن مريم ( عليه السلام ) فرمود : قلبى مريض نمىشود ، به شديدتر از قساوت و نفسى مريض و بيمار نمىگردد ، به سختتر از بُغْض گرسنگى و اين دو بيمارى دو مهارند براى مطرود شدن و دور گشتن از رحمت الهى و نزديك شدن به شقاوت و گمراهى .
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، صفحه 171 . .