مىشود و از اين رو بهترين غذاى روحى عبادت و ذكر و ياد حق را تلخ مىپندارد و تلخى معصيت را شيرين مىانگارد و در اثر اختلال روحى حلال و حرام و مشتبه را استعمال مىكند و چون گاو خوش علف هر چه به دست آيد ، خوردن و از هر كجا به دست آيد بردن .
اگر كسى واقعاً طعم ذكر و محبت الهى را چشيد ، مگر از محبوب روى برمىگرداند ؟ و به قول امام سجاد ( عليه السلام ) :
« مَنْ ذَا الَّذى ذاقَ طَعْمَ مَحَبّتك فَرامَ مِنكَ بَدلا ؛
چه كسى است كه طعم محبّت تو را چشيد و ديگرى را به جاى تو برگزيد و اراده نمود » هرگز چشنده محبت محض و محض محبت و آن كه از جام حقيقت توجه به خدا نوشيد ، به طرف محبت مجازى روى نمىآورد ، و آن كه چنين محبتى با گوشت و پوستش آميخته شد و پردههاى غفلت كنار رفت و به وصال دوست مىانديشد .
و به قول مرحوم الهى قمشهاى آن شيدا و واله محبوب :
من طاير قدّوسيم مرغ گلستان نيستم * مست مىلاهوتيم زين مى پرستان نيستم
حور است و غلمان چاكرم ماه است و انجم در برم * خورشيد چرخ اخضرم شمع شبستان نيستم
از مهرت اى خورشيد جان چون ذرهام هر سوروان * مجذوب حسن ديگران اى ماه خوبان نيستم
هر روز چون آه سحر گردم به كويت در به در * شايد نمائى يك نظر نوميد ز احسان نيستم
گر من فقيرم هر شبى دارم ز يارب يا ربى * جشنى نوائى مطربى كمتر ز سلطان نيستم
اين خاكيان تيره دل مستند و غرق آب و گل * من دل بر آن ماه چون گل مستم كز اينان نيستم