عبادت نيز بايد توأم با نشاط باشد و هدف از
عبادت و بندگى صفاى نفس و قلب است ، عبادت اگر در حال كسالت و بىنشاطى انجام گيرد موجب كدورت قلب مىشود و بهتر است انجام نگيرد !
البته اين نكته گفتنى است كه در بعضى موارد و كارها عدم توجه طرف مقابل موجب بىنشاطى است مثلا اگر دانشآموزان توجه به معلم نكنند و معلم احساس بىتوجهى كند ، سرد و بىنشاط مىشود ، يك سخنران هم همينطور است ( مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد ) اين حالت بىنشاطى در بچهها هم پيدا مىشود ، فرزندان هدفشان در بيشتر اعمالشان جلب توجه پدر و مادر و بزرگترها است مثلا اگر خوب درس مىخوانند يا به اصطلاح حركات و اعمالى مثل نماز خواندن انجام مىدهند ، براى جلوه دادن خود است و بايد در اعمال نيك او بزرگترها به ويژه پدر و مادر به او توجه كنند ، تا تشويق شود و اين كار بسيار اثر تربيتى در وى مىگذارد .
البته اين عامل بىنشاطى را بايد با ايمان قوى از بين برد ، معلم مؤمن به ارزش كار و مبلّغ و سخنران معتقد به مبدأ و معاد از بى توجهى دانشآموز و مردم نمىنالند و همچون پيامبران الهى در اعمال الهى خود بىنشاطى نشان نمىدهند چون هدفى و الا را دنبال مىكنند .
مرحوم الهى در ذيل اين فراز ( و نشاطا فى هدى ) گويد :
همى بينى در آن دلهاى آگاه * نشاطا فى هدى شوقاً الى الله
چو يابد راه كوى دلبرش را * نشاطانگيز سازد خاطرش را
لقد آنست ناراً جانب الطور * هدينى فى الدجى نور على نور
اضاء العين فى عين الظلام * فيا بشريك من هذا الغلام
فوادى مهجتى نور الهداه * نشاط بهجتى عين الحيواه
تقر العين اذ راح المدام * و ماذا الراح بالشرع الحرام
بشارت باد مستان صفا را * بجان پويندگان راه وفا را